الهى را گرفتند و با جعل احاديث فراوان ، اين آب زلال را آلوده و مسموم ساختند .
سپس امام عليه السّلام در پايان اين سخن ، تصميم نهايى خود را در ضمن چند جملهء كوتاه بيان كرده چنين مىفرمايد : « اگر اين مشكلات موجود از ما و آنها بر طرف گردد ، من آنها را به سوى حق خالص مىبرم و اگر مسير حوادث به گونهء ديگرى بود ( عاقبت شومى دارند ) بر آنها حسرت مخور ؛ زيرا خداوند از آن چه انجام مىدهند ، آگاه است » ( فإن ترتفع عنّا و عنهم محن البلوى ، أحملهم من الحقّ على محضه ؛ و إن تكن الأخرى ،
« فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ »
) .
اشاره به اين كه اگر موانع بر طرف گردد ، من براى بازگرداندن جامعه اسلامى به جامعه عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمادگى كامل دارم و تلاش و كوشش خود را در اين راه به كار مىگيرم ؛ ولى اگر شرايط اجازه نداد باز هم مشكلى نيست ؛ چرا كه ما به وظيفهء خود عمل كردهايم و آنها نيز به سزاى اعمالشان خواهند رسيد .
* * *
نكتهها
1 . حق پرسشگرى
هر انسانى در برابر انبوهى از مجهولات و مشكلات دربارهء خود و ديگران قرار دارد كه گاه مربوط به مسائل مادّى است و گاه معنوى و كليد حلّ آنها غالبا سؤال از آگاهان و انديشمندان است .
به همين دليل ، خداوند در عالم تكوين و تشريع درهاى سؤال را به روى انسان گشوده است . از نظر تشريع در دستورات اسلامى نه تنها اجازهء سؤال به هر كس و دربارهء هر چيز را داده است ، بلكه به سؤال كردن امر كرده است ، قرآن مجيد در دو آيه مىفرمايد :