«
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
؛ از آگاهان سؤال كنيد اگر نمىدانيد » . « 1 » امير مؤمنان در بعضى از كلمات پر معنايش در نهج البلاغه مىفرمايد : « و لا يستحيينّ أحد إذا لم يعلم الشّىء أن يتعلّمه ؛ هيچ گاه كسى در فراگيرى علم و سؤال از مجهولات ، شرم و حيا به خود راه ندهد » . « 2 » آرى ، سؤال كردن عيب نيست . عيب آن است كه انسان پرسش نكند و در جهل و نادانى بماند .
جالب اين است كه در خطبهء ياد شده سؤال كردن را حقى براى هر كس ذكر فرموده و اين معنا در مورد جوانان و نوجوانان بسيار مهمتر است چرا كه آنها داراى مجهولات فراوان :
از نظر تكوين و آفرينش نيز خداوند ، حسّ كنجكاوى و جستجوگرى را در ذات انسان قرار داده است . انسان ، همواره مايل است از چيزهايى كه نمىداند ، بپرسد و بداند . اين حس در جوانان و نوجوانان شديدتر است ؛ به سبب همان نيازى كه دارند ، گاه آن قدر پدر و مادر را سؤال پيچ مىكنند كه داد و فريادشان بلند مىشود ؛ در حالى كه وظيفهء آنها اين است كه با محبّت و مدارا به اين نياز روحىشان پاسخ مثبت دهند . آن چه را مىدانند ، در اختيارشان بگذارند و آن چه را نمىدانند به كسانى كه مىدانند ارجاع دهند .
بعضى فكر مىكنند اگر از مسائل اصول عقايد سؤال كنند نشانهء كفر و بىاعتقادى است ؛ در حالى كه اين پرسشها براى تحقيق بيشتر و استحكام بخشيدن به عقيده است .
دانشمندان و آگاهان ، به ويژه عالمان دينى وظيفه دارند كه در هر حال و در هر شرايط ، براى پاسخ به سؤالات اعلام آمادگى كنند و با محبّت و احترام از پرسش كنندگان استقبال كنند و فراموش نكنند كه بر اساس روايتى كه از امير مؤمنان على عليه السّلام نقل شده ،
هامش
( 1 ) نحل ، آيهء 43 ؛ انبياء ، آيهء 7 .
( 2 ) كلمات قصار ، 82 .