القوم إطفاء نور اللّه من مصباحه ، و سدّ فوّاره « 1 » من ينبوعه ، و جدحوا « 2 » بيني و بينهم شربا و بيئا « 3 » ) .
جملهء « حاول القوم . . . » اشاره به اين است كه بنى اميّه تنها براى رسيدن به مقام و حكومت بر مردم ، تلاش نمىكردند ؛ بلكه هدفشان خاموش كردن نور اسلام و قرآن بود .
هدف اين بود كه مردم را به دوران ظلمانى جاهليّت باز گردانند و اعمال آنها بيانگر اين مطلب بود .
جملهء « و سدّ فوّاره . . . » همين معنا را به تعبير ديگرى بيان مىفرمايد . اسلام و قرآن را به چشمهء جوشانى تشبيه مىكند كه در كوير جاهليّت عرب آشكار شد و سرزمين دلها را آبيارى كرد و گلها و ميوهها بر شاخسارش نمايان گشت . بنى اميّه مىكوشيدند راه اين چشمه را مسدود كنند و مردم را بار ديگر به همان كوير باز گردانند .
جملهء « و جدحوا . . . » تعبير گوياى ديگرى از همين معناست . آنها آب زلال شريعت اسلام را با سموم كشنده آلوده ساختند تا مزاج فكر و اخلاق مردم را كه خواهان اسلام بودند ، مسموم كنند ؛ زيرا تا زمانى كه مردم ، سالم مىانديشيدند و سالم حركت مىكردند زير بار جنايتكاران آلودهاى همچون بنى اميّه و آل ابى سفيان نمىرفتند .
آرى ، آنها نه تنها براى خاموش كردن نور ولايت به پا خاستند ، بلكه همچون مشركان در آغاز اسلام كه قرآن دربارهء آنها مىگويد :
« يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ »
« 4 » براى خاموش كردن نور خدا يعنى اسلام و قرآن به پا خاستند و جلوى نشر اسلام و علوم
هامش
( 1 ) « فوّار » صيغهء مبالغه به معناى كثير الفوران است و نيز به معناى منبع آب و سوراخى كه آب به شدّت از آن بيرون مىآيد ، مىباشد .
( 2 ) « جدحوا » از مادهء « جدح » ( بر وزن مدح ) به معناى مخلوط كردن و ممزوج نمودن است .
( 3 ) « وبيأ » به معناى چيزى است كه و با در آن زياد است ( توجه داشته باشيد « و با » گاهى به مرض خاص مشهور ، اطلاق مىشود و گاه به هر گونه مرض و در خطبهء مزبور ، معناى دوّم ، مقصود است ) .
( 4 ) صف ، آيهء 8 .