دارد . بنابر اين حمدى است بر همه چيز ، در هر زمان و هر مكان ، در هر حال و در هر شكل و در هر صورت .
سپس امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن به بحث صفات جمال و جلال خدا مىپردازد و وصفى بليغ در اين زمينه دارد . نخست از درك عظمت خدا ابراز عجز مىكند و مىگويد :
« خداوندا ، كنه عظمت تو را هرگز درك نمىكنيم » ( فلسنا نعلم كنه عظمتك ) .
چرا كه خداوند وجودى نامحدود و بى پايان است از هر نظر و موجود محدودى چون بشر ، هر كس كه باشد ، از درك آن نامحدود عاجز و ناتوان است . اما براى اين كه تصور نشود اين سخن به معناى عدم امكان شناخت خدا و تعطيل صفات است بلافاصله به ذكر معرفت اجمالى از طريق بيان هشت وصف از اوصاف ثبوتيه و سلبيه او مىپردازد و مىگويد : ( گر چه ما به درك كنه ذات تو قادر نيستيم ) « جز اين كه مىدانيم تو زنده و قائم به ذات خود و ديگران قائم به تواند . هيچگاه خواب سبك و سنگين ، تو را فرا نمىگيرد ( تا از بندگانت غافل شوى ) » ( إلّا أنّا نعلم أنّك « حيّ قيّوم ، لا تأخذك سنة و لا نوم » ) .
و در ادامه مىافزايد : « افكار ( بلند پرواز ) هرگز به تو نمىرسد و چشمها ( ى تيزبين ) تو را نمىبيند ؛ ولى تو چشمها ( و حركات آنها ) را مىبينى و اعمال و كردار ( بندگان ) را احصا مىكنى و زمام همگان به دست توست » ( لم ينته إليك نظر ، و لم يدركك بصر .
أدركت الأبصار ، و أحصيت الأعمال ، و أخذت بالنّواصي و الأقدام ) .
وصف خداوند به « حىّ » نه به معناى حيات ظاهرى و مادى است كه آثارش نمو و رشد و توليد مثل و حس و حركت است ؛ بلكه حيات واقعى است كه به معناى « علم » بى پايان و « قدرت » بر همه هستى مىباشد .
« قيوم » كسى است كه قائم به ذات و همه چيز قائم به او باشد ؛ زيرا او واجب الوجود است و واجب الوجود به چيزى نياز ندارد و همگان نيازمند اويند .
جملهء « لا تأخذك سنة و لا نوم » اشاره به اين كه علم و آگاهى و لطف و عنايت او نسبت به بندگان ، دائمى است ؛ چنين نيست كه گاهى بيدار باشد و بداند و بندگان را
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢١٥