العلقم « 1 » ، و مشارب الصّبر « 2 » و المقر « 3 » ، و لباس شعار الخوف ، و دثار السّيف . و إنّما هم مطايا « 4 » الخطيئات و زوامل « 5 » الآثام ) .
اشاره به اين كه هر بلايى بر سر مردم آوردند خداوند بر سر آنها خواهند آورد و در برابر هر لذتى كه از مقام بردند خداوند تلخى ذلت را در كام آنها فرو خواهد ريخت . در حكومت خود مردم را در ترس و وحشت و در زير برق شمشيرها قرار دادند ، خداوند گروهى بر آنها مسلّط مىكند كه همين كار را با آنها خواهند كرد .
تاريخ مىگويد تمام اين پيش بينىها به واقعيت پيوست و خداوند چنان خاندان بنى اميّه و وابستگان به آنها را متلاشى و نابود كرد كه بازماندگان آنها از ترس و وحشت به مناطق دور دست فرار كردند و از ديدهء مردم پنهان شدند و چيزى جز نام ننگين و تاريخ سياه از آنان باقى نماند .
تعبير ( إنّما هم مطايا الخطيئات ) تشبيه جالب و گويايى است . آنها را به حيواناتى تشبيه مىفرمايد كه از سر نادانى و نداشتن ايمان و عقل و شعور كافى ، باركش گناهان مردم شدهاند و همان گونه كه قرآن دربارهء گروهى از كافران مىگويد : «
« وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَ »
؛ آنها بارهاى سنگين گناهان خويش را بر دوش مىكشند و نيز بارهاى سنگين ديگران را اضافه بر بارهاى سنگين خود ؛ و روز قيامت به يقين از تهمتهايى كه مىبستند سؤال خواهند شد » . « 6 »
هامش
( 1 ) « علقم » بوتهاى است كه ميوهاى بسيار تلخ دارد و به آن « حنظل » نيز گفته مىشود .
( 2 ) « صبر » ( با كسر « ب » ) جمع صبر ( بر وزن فقر ) نام شيرهء تلخ درختى است كه در تلخى آن هم ضرب المثل است و گاه به خود آن درخت هم اطلاق مىشود .
( 3 ) « مقر » گياهى است سمى و گاه به هر گونه سم نيز گفته مىشود .
( 4 ) « مطايا » جمع « مطيّة » به معناى مركب راهوار و سريع السير است .
( 5 ) « زوامل » جمع « زاملة » به معناى حيوان باربر است .
( 6 ) عنكبوت ، آيهء 13 .