دهند ، هرگز آنان به قدرت نمىرسند و دمار از روزگار مظلومان در نمىآورند .
امام عليه السّلام در اين خطبه مىفرمايد : بلاهايى كه در حكومت بنىاميه به شما مىرسد و مظالم بىسابقهاى كه نسبت به شما روا مىدارند از يك نظر ، نتيجهء اعمال خود شماست .
شماييد كه آنها را تقويت مىكنيد . شماييد كه كار را به دست غير اهلش سپرده و مىسپاريد . آرى ، شماييد با سكوت و تسليم خود ، راه را براى به قدرت رسيدن آنها هموار كردهايد ، و شايد اين وضع نابسامان نيز يكى از الطاف خفيه الهى باشد كه بيدار شويد و ديگر از اين راه نرويد ؛ همان گونه كه قرآن مجيد مىفرمايد : «
« ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ »
؛ فساد در خشكى و دريا به سبب اعمال مردم آشكار شد . خدا مىخواهد نتيجهء قسمتى از اعمال آنها را به آنان بچشاند ؛ شايد ( به سوى حق ) باز گردند » . « 1 » بديهى است ، مسئوليت حكومت پذيران به معناى تبرئه حاكمان ظالم نيست ؛ لذا امام عليه السّلام مجازات شديد آنها را هم در اين خطبه بيان كرده و در عباراتى كوتاه و بسيار پر معنا سرانجام شوم و مرگبارشان را شرح مىدهد .
2 . پايان نكبتبار حكومت بنىاميّه
مىدانيم حكومت بنىاميّه بيش از هشتاد و چند سال طول نكشيد و در اين مدت ، 14 تن از حكّام بنى اميّه به حكومت رسيدند كه حكومت بعضى از آنان بيش از دو ماه يا دو ماه و ده روز ادامه نيافت ؛ ولى چنان ظلم و ستمى بر عموم مردم ، به خصوص بنى هاشم روا داشتند كه تاريخ به خاطر ندارد .
بنىاميّه در اين دوران كوتاهى كه حاكمانش پى در پى عوض مىشدند آرامشى نداشتند ؛ با قيامها و شورشها از هر سو درگير بودند و در هر قيام و شورشى ، گروه ديگرى را به قتل مىرساندند ؛ بدين ترتيب ، منفورتر و منفورتر مىشدند .
هامش
( 1 ) روم ، آيهء 41 .