در پايان خطبه ، پيشگويى قاطع ديگرى دربارهء سرنوشت بنى اميّه مىكند و مىفرمايد : « سوگند ياد مىكنم باز هم سوگند ياد مىكنم ! كه بعد از من بنىاميّه خلافت را همچون اخلاط سر و سينه بيرون مىافكنند ، سپس هرگز طعم آن را تا ابد نخواهند چشيد و از آن بهره نمىگيرند تا آن زمان كه شب و روز در پى هم آيند ! » ( فأقسم ، ثمّ أقسم ، لتنخمنّها « 1 » أميّة من بعدي كما تلفظ النّخامة ، ثمّ لا تذوقها و لا تطعم بطعمها أبدا ما كرّ الجديدان ! ) .
در اين جمله ، امام عليه السّلام تعبير عجيبى دربارهء حكومت بنىاميّه مىكند ؛ مىفرمايد :
حكومت اسلامى را آن قدر آلوده و كثيف و با ظلم و فساد آميخته مىكنند كه همچون اخلاط سر و سينه خواهد شد و كار به جايى خواهد رسيد كه خود آنها نيز تحمل آن را نخواهند داشت و همانند كسى كه اخلاط درون را برون مىريزد ، آن را از دست خواهند داد و چنان مبغوض و منفور خواهند شد كه هرگز مردمان مسلمان به سراغ آنها نخواهند رفت .
نكتهها
1 . مسئوليت سنگين حاكمان و مردم
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه به دو مسألهء مهمّ در ارتباط با حوادث تلخ تاريخى اشاره مىفرمايد : نخست مسئوليت حاكمان و ديگر ، مسئوليت حكومت پذيران . امام عليه السّلام گناه حاكمان ظالم را يك طرفه نمىشمارد ، بلكه حكومت پذيرانى را به ظلم تن دادند نيز شريك جنايات آنها مىشمارد .
حاكمان جور و دار و دسته آنها معمولا گروه محدودىاند ، اگر تودهء مردم در برابر آنها سكوت نكنند و وظيفهء الهى امر به معروف و نهى از منكر را در تمام ابعادش انجام
هامش
( 1 ) « تنخمنها » از مادهء « نخامة » گرفته شده و به معناى اخلاطى است كه در سر و سينه قرار دارد و بيرون افكنده مىشود .