كهنگى آن نمىگردد ، آن كس كه با قرآن سخن بگويد راست مىگويد ، و آن كس كه به آن عمل كند به پيش مىرود .
شرح و تفسير اسباب نجات در قيامت
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه به دنبال بخش پيشين - كه در آن سخن از مرگ و قيامت و بهشت و دوزخ به ميان آمد - نخست به مسألهء حشر و نشر مردم در آن روز مىپردازد و بعد با بحث جامعى دربارهء امر به معروف و نهى از منكر و اهميّت قرآن مجيد كه هر دو از مهمترين اسباب نجات در قيامتاند ، سخن به ميان مىآورد و مىفرمايد :
« آنها از قرارگاه قبرها خارج مىشوند و به سوى آخرين منزل رهسپار مىگردند . هر يك از خانهها ( ى بهشت و دوزخ ) ساكنانى دارد كه نه آن را به ديگرى تبديل مىكنند و نه از آن به جاى ديگر انتقال مىيابند » ( قد شخصوا « 1 » من مستقرّ الأجداث « 2 » ، و صاروا إلى مصائر الغايات . لكلّ دار أهلها ، لا يستبدلون بها و لا ينقلون عنها ) .
نخست اشاره به اين مىفرمايد كه همه از قبرها بر مىخيزند ؛ همان چيزى كه در قرآن مجيد كرارا بيان شده است : «
« يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً »
؛ روزى كه آنها از قبرها به سرعت خارج مىشوند . . . » . « 3 » و از اين تعبير استفاده مىشود كه ذرّات بدن آنها كه تبديل به خاك شده ، هر جا باشد به قبرها باز مىگردد و در آن جا زنده مىشوند و سر از خاك بر مىدارند .
در اين جا اين سؤال پيش مىآيد كه آيات قرآن با صراحت مىگويد : « پايان دنيا
هامش
( 1 ) « شخصوا » از مادهء « شخوص » ( بر وزن خلوص ) به معناى خارج شدن از منزل و گاه به معناى خيره شدن چشم به يك نقطه آمده است ؛ گويى چشم مىخواهد از جايگاه خود بيرون آيد و در اين جا به معناى خارج شدن است .
( 2 ) « اجداث » جمع « جدث » ( بر وزن قفس ) به معناى قبر است .
( 3 ) معارج ، آيهء 43 .