فرار از زير بار مسئوليّتها به صورت گسترده نمايان مىگردد ؛ انواع گناهان و معاصى در هر كوى و برزن آشكار مىشود و جامعه در لجنزار فساد و گناه غوطهور مىگردد .
و از آن جا كه راه وصول به خوشبختى و حلّ مشكلات فردى و اجتماعى ، بازگشت به سوى قرآن است ، امام عليه السّلام در پايان اين سخن به سراغ اهمّيّت قرآن مىرود و با تعبيرات زنده و تشبيهات پر معنا ، اهمّيّت قرآن را ضمن يازده جمله - كه هر يك اشاره به يكى از ويژگىهاى قرآن است - گوشزد مىكند ؛ در آغاز مىفرمايد :
« كتاب خدا را محكم بگيريد چرا كه رشتهاى است مستحكم و نورى است آشكار » ( و عليكم بكتاب اللّه ، فإنّه الحبل المتين ، و النّور المبين ) .
انسانها قبل از پذيرش تعليم و تربيت ، گويى در چاه طبيعت گرفتارند و براى نجات از آن بايد به رشتهاى چنگ زنند و خود را نجات دهند . اين رشته بايد محكم باشد كه در وسط راه آنان را رها نسازد ؛ لذا از قرآن به « الحبل المتين » ياد شده كه وسيلهء نجات انسانهاست و با توجه به اين كه پيمودن راه در ظلمات ، سبب گمراهى و سقوط در پرتگاههاست ، قرآن تشبيه به نور آشكارى شد ، كه انسان را تا رسيدن به سر منزل مقصود بدرقه مىكند .
در سوّمين و چهارمين ويژگى مىفرمايد : « قرآن شفا بخش و پر منفعت و سيراب كننده و فرونشانندهء عطش ( تشنگان حق ) است » ( و الشّفاء النّافع ، و الرّيّ « 1 » النّاقع « 2 » ) .
صفات نكوهيده و رذايل اخلاقى ، چه آنها كه به فرد باز مىگردد و چه آنها كه مربوط به جمعيّت است ، همچون بيمارىهاى جانكاه و گاه كشنده است كه داروى آن در جاى جاى قرآن مجيد آمده است و از آن جا كه مهمترين عامل حيات ، آب است در حيات
هامش
( 1 ) « رىّ » به معناى سيراب شدن است .
( 2 ) « ناقع » از مادهء « نقع » ( بر وزن نفع ) در اصل به معناى فرورفتن آب است و در اين جا به معناى سيراب شدن كامل است ؛ به گونهاى كه تشنگى كاملا فرو نشيند .