كتاب او ( نامهء اعمال ما ) آنها را شماره كرده آمرزش مىطلبيم ، همان علمى كه در هيچ مورد قصورى ندارد و كتابى كه چيزى را فروگذار نمىكند » ( و نستغفره ممّا أحاط به علمه ، و أحصاه كتابه : علم غير قاصر ، و كتاب غير مغادر « 1 » ) .
اشاره به اين كه تا از گناه استغفار نكنيم و صفحهء دل را از زنگار آن شستشو ندهيم ، هرگز نمىتوانيم از وسوسههاى نفس دور بمانيم و به مقام قرب او نايل شويم و به آن مرحلهء از ايمان كه در جملههاى آينده مىآيد ، برسيم ، در واقع استغفار هم تكميلى است براى بحث گذشته و هم مقدمهاى است براى بحث آينده .
و در پنجمين نكته ، در واقع به سراغ نتيجه نهايى اين بحث رفته و مىفرمايد : « ما به او ايمان داريم همچون كسى كه اسرار نهانى را با چشم مشاهده مىكند ، و در كنار آنچه وعده داده شده ( از معاد و رستاخيز ) ايستاده و آگاهى دارد ، ايمانى كه اخلاص آن ، شرك را نفى مىكند و يقين آن ، شك و ترديد را مىزدايد » ( و نؤمن به إيمان من عاين الغيوب ، و وقف على الموعود ، إيمانا نفى إخلاصه الشّرك ، و يقينه الشّكّ ) .
اشاره به اين كه هنگامى كه حمد و ستايش الهى با شكر نعمتها آميخته شد و انسان از بوتهء آزمايشها سالم به در آمد از وسوسههاى نفس بر كنار ماند ، و هوسها را تحت كنترل در آورده ، و از لغزشهاى خود به طور كامل استغفار نمود ، مىتواند به مرحله كمال ايمان برسد ، ايمانى در سرحدّ شهود ، گويى خدا را با چشم دل مىبيند و بهشت و دوزخ و پاداشهاى نيكوكاران و كيفرهاى
هامش
( 1 ) « مغادر » از مادّهء « غدر » به معنى ترك گفتن چيزى است به همين جهت كسى كه عهد و پيمان خود را بشكند و ترك كند مىگويند غدر كرده است و به گودالهاى آب « غدير » مىگويند به خاطر آن كه مقدارى از آب باران در آن جا ترك و رها شده است .