اهل بيت ) رفتار مىكند » ( ألا و إنّ من أدركها منّا يسري فيها بسراج منير ، و يحذو « 1 » فيها على مثال الصّالحين ) .
و در ادامهء اين سخن برنامههاى آن مصلح بزرگ را در چند جملهء كوتاه و پر معنى بيان مىكند ، مىگويد : « او مىآيد تا در آن ميان گرهها را بگشايد ، بردگان ( ملّتها و افراد اسير ) را آزاد سازد ، گمراهان و ستمگران متحد را پراكنده كند و حق جويان متفرق را گرد هم آورد ، او ( مدّتى ) در پنهانى از مردم به سر مىبرد آن گونه كه پى جويان اثر قدمش را نبينند ، هر چند براى يافتن او بسيار جستجو كنند » ( ليحلّ فيها ربقا « 2 » ، و يعتق فيها رقّا ، و يصدع « 3 » شعبا « 4 » ، و يشعب صدعا ، في سترة عن النّاس لا يبصر القائف « 5 » أثره و لو تابع نظره ) .
اين تعبيرات كاملا بر مسألهء ظهور مهدى عليه السّلام تطبيق مىكند زيرا او زنجيرهاى اسارت را پاره مىكند و مظلومان در بند را آزاد مىسازد ، شوكت ظالمان را در هم مىشكند و جمع آنها را پراكنده مىسازد ، سالها در خفا
هامش
( 1 ) « يحذو » از مادّهء « حذو » ( بروزن حذف ) به معنى پيروى و همانند ساختن گرفته شده است .
( 2 ) « ريق » به معنى طنابى است كه در آن گرههاى متعددى باشد و هر گرهى را « ربقه » مىگويند و در جملهء بالا به معنى گرههاى مشكلات است .
( 3 ) « يصدع » از مادّهء « صدع » در لغت به معنى شكافتن به طور مطلق و يا شكافتن اجسام محكم است و از آن جا كه با شكافتن چيزى درونش آشكار مىشود اين كلمه به معنى « اظهار و افشا و آشكار كردن » نيز آمده است .
( 4 ) « شعب » به معنى گروه عظيمى از مردم است و در ادبيات امروز به معنى ملت به كار مىرود .
( 5 ) « قائف » از مادّهء « قوف » ( بر وزن خوف ) به معنى جستجوى آثار چيزى است و « قائف » به كسى مىگويند كه جستجوگرى در آثار اشيا يا افراد مىكند . قيافهشناسى هم در اصل به همين معناست .