و يا به گفتهء ديگرى كه در حال مكاشفه بود :
مست افتادم و در آن مستى * به زبانى كه شرح آن نتوان
اين سخن مىشنيدم از اعضا * همه ، حتى الوريد و الشريان
كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله الا هو
همچنين در لابهلاى آيات قرآن جلوههاى ذات او آشكار است آن جا كه سخن از نشانههايش در آسمان و زمين مىگويد ، و آن جا كه شرح نعمتهاى بهشت و نقمتهاى دوزخ را مىدهد ، آن جا كه از قدرت باهرهاش در آفرينش سخن به ميان مىآورد و آن جا كه از صفات جلال و جمال و رحمانيّتش پرده بر مىدارد ، در همهء اين آيات جلوههاى ذات پاكش نمايان است .
و به گفتهء بعضى از بزرگان ، بيشترين مكاشفات آنها به هنگام تلاوت آيات قرآن و تدبّر در مفاهيم آن روى داده است .
آرى جمال دل آراى خدا را با چشم سر نتوان ديد ولى با چشم دل در لابهلاى آيات قرآن مىتوان مشاهده كرد ، چه خوب است كه گاهى نظر به عالم آفرينش بيفكنيم و در اسرار عالم هستى بينديشيم ، سپس قرآن را باز كنيم و همان آيات تكوينى را در كتاب تدوين بخوانيم .
به يقين اگر صد هزار چشم داشته باشيم ، صدها هزار جلوهء او را مشاهده مىكنيم و به گفتهء شاعر :
با صد هزار جلوه برون آمدى كه من * با صد هزار ديده تماشا كنم تو را