تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
فرستاد تا علف هرزه‌هاى شرك و بت‌پرستى را از بوستان فكر و روح آنها بر كند و توحيد و خدا پرستى را جلوه‌گر سازد و اين در واقع كار همه انبيا و پيامبران الهى بود كه توحيد را از آلودگى به شرك پاك مىكردند . و در ادامهء اين سخن به معرفى قرآن و آثار سازندهء آن در فكر و عمل پرداخته مىگويد : « خداوند سبحان ! در كتاب خويش بر بندگان تجلى كرد ، و آشكار شد ، بى آن كه او را ببينند بلكه اين تجلى به وسيلهء آيات قدرتش بوده كه به آنان ارائه كرده است » ( فتجلّى « 1 » لهم سبحانه في كتابه من غير أن يكونوا رأوه بما أراهم من قدرته ) . اين سخن اشاره به آيات توحيد و بيان اسما و صفات خداوند است كه دقت در آنها چنان در انسان اثر مىگذارد كه گويى خدا را مىبيند ، آرى مىبيند اما با چشم دل نه با چشم سر . بعضى احتمال داده‌اند : منظور از « كتاب » در اين جا ، كتاب آفرينش و جهان تكوين است كه مملوّ از آثار و نشانه‌هاى خداست كه بر هر چه نظر كنيم سيماى او مىبينيم و سرهاى سرافرازان را در پاى او مشاهده مىكنيم « 2 » ولى با توجه به اين كه در جملهء قبل ، اشاره به قرآن شده و در جملهء بعد اشاره به انذارهاى الهى آمده است اين معنا بعيد به نظر مىرسد و به يقين منظور از كتاب همان قرآن مجيد است . و از آن جا كه تجلى پروردگار به وسيلهء آيات قرآنى ممكن است اين توهم را
هامش
( 1 ) « تجلّى » از مادّهء « تجلّي » و از ريشهء « جلو » ( بر وزن دلو ) به معنى ظهور و بروز گرفته شده و تجلّى خداوند به اين معناست كه آثار و نشانه‌هاى او چنان آشكار است كه گويى مىتوان او را در لابه‌لاى اين آثار ديد . ( 2 ) شاعر مىگويد :بر هر چه نظرم كردم سيماى تو مىبينم * سرهاى سرافرازان در پاى تو مىبينم