جاى خانههاى وسيع ، غربت را به جاى ديدار اهل و عيال و ظلمت را به جاى نور پذيرفتهاند » ( حلماء قد ذهبت اضغانهم و جهلاء قد ماتت احقادهم . لا يخشى فجعهم و لا يرجى دفعهم إستبدلوا به ظهر الأرض بطنا ، و بالسّعة ضيقا ، و بالأهل غربة و بالنّور ظلمة ) .
عجب اين كه در يك جمله ، آنها را به عنوان عاقلان توصيف مىكند و در جمله بعد به عنوان جاهلان ، در واقع ، جثّههاى بىجانى هستند كه نه عالمند و نه جاهل ؛ بلكه وضع حال آنها در يك جا شباهت به عاقلان دارد ، چرا كه عداوتى در ميان آنها نيست و در جاى ديگر به جاهلان بىخبرى شباهت دارد كه آتش حسد در آنها فرو مرده است ؛ همه چيز آنها در يك لحظه دگرگون شده ، از روى زمين به درون زمين خزيدهاند ؛ خانهء وسيع و نورانى و پر از اهل و عيال را به گور تنگ و تاريك و ظلمانى ، و خاموش و تنها مبدّل ساختهاند .
و در پايان اين سخن مىفرمايد : « آنها ( انسانها ) به سوى زمين باز مىگردند همانگونه كه در آغاز از زمين جدا شدند اين در حالى است كه همگى پا برهنه و عريانند ! » ( فجاءؤوها كما فارقوها حفاة عراة ) « 1 » .
اين سخن اشاره به همان چيزى است كه قرآن مجيد بيان فرموده كه : «
« مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى »
؛ ما شما را از زمين آفريديم و به زمين باز مىگردانيم و بار ديگر شما را از آن ( در قيامت ) بيرون مىآوريم » « 2 » .
آرى ! همانگونه كه آدم هنگامى كه از خاك آفريده شد همچنين فرزندان او به هنگام تولّد پا برهنه و عريانند به هنگام بازگشت به زمين نيز چنين خواهند
هامش
( 1 ) در تفسير اين قسمت از كلام امام عليه السّلام شارحان نهج البلاغه احتمالات متعدد دادهاند ولى آنچه ما در بالا آورديم از همه متناسبتر به نظر مىرسد .
( 2 ) طه ، آيهء 55 .