را سخت مغرور كرده بود ولى به هنگامى كه فرمان عذاب صادر شد تندبادهاى سخت ، جثّههاى آنها را مانند پر كاه با خود برد و به هر سو پراكنده كرد ) .
اين كه مىفرمايد : « به آنها راكب نمىگويند » ، به خاطر اين است كه آنها را بىاختيار بر دوشها مىبرند ، و اين كه مىفرمايد : « در قبر به آنها مهمان گفته نمىشود » ، به خاطر آن است مهمان كسى است كه با ميل و ارادهء خود به جايى كه از او پذيرايى مىكنند وارد شود .
شبيه همين معنا را امام در خطبهء 188 فرموده : « حملوا إلى قبورهم غير راكبين و انزلوا فيها غير نازلين » .
و در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « در دل سنگهاى گسترده خانههاى قبر براى آنان ساخته شد و از خاك كفنهايى و از استخوانهاى پوسيده همسايگانى داشتند ! » ( و جعل لهم من الصّفيح « 1 » اجنان « 2 » ، و من التّراب اكفان و من الرّفات « 3 » جيران ) .
اشاره به اين كه ، خانهء قبر نه بنايى دارد نه سقف و ستونى و نه درها و پنجرهها ، بلكه چيزى جز يك مشت سنگ و خاك گسترده نيست ، و تعبير به كفن در مورد خاكها به خاطر آن است كه همچون كفن بدن را مىپوشاند ، به علاوه كفن موقّتى است و به زودى مىپوسد ، آنچه به صورت كفن در دراز مدّت باقى مىماند همان خاكهاست .
هامش
( 1 ) « صفيح » در اين جا به معناى « صفحهء » زمين است . از مادّهء « صفح » ( بروزن مدح ) گرفته شده است .
( 2 ) « اجنان » جمع « جنن » ( بر وزن كفن ) به معنى قبر است و ريشهء اصلى آن به معنى پوشانيدن است و چون قبر بدن آدمى را مىپوشاند به آن « جنن » گفته مىشود .
( 3 ) « رفات » به معنى هر چيز كهنه و پوسيده و متلاشى شده است و به استخوانهاى پوسيده و پراكنده « رفات » گفته مىشود .