مغرب است . آنها كه در عذاب برزخى هستند اگر شب و روز ناله و فرياد سر دهند ، همسايه ديوار به ديوارشان ، نه نالهء آنها را مىشنود و نه در صورت شنيدن ، كمكى از او برخاسته است .
در همين زمينه اشعارى كه امام سجاد عليه السّلام به هنگام گريه زمزمه مىكردند ، جلب توجه مىكند كه در واقع شرحى براى كلام مولاست آن جا كه مىفرمايد :
و اضحوا رميما في التّراب و اقفرت * مجالس منهم عطّلت و مقاصر
و حلّوا بدار لا تزاور بينهم * و أنّى لسكّان القبور تزاور
فما ان ترى إلّا جثى قد تووا بها * مسنّمة تسفى عليه الاعاصر :
« آنها در دل خاك به صورت استخوانهاى پوسيدهاى درآمدند و مجالس و قصرهاى آنها خالى و بىصاحب ماند .
و در خانهاى فرود آمدند كه هيچ ديدارى در ميان ساكنان آنان نيست مگر صاحبان قبرها مىتوانند از يكديگر ديدار كنند ! آرى در آن جا چيزى جز بدنهاى بىجانى كه در قبر جاى گرفتهاند ديده نمىشود همان قبرهاى خاموش و برجستهاى كه پيوسته بادها بر آن مىوزد » « 1 » .
در ادامهء اين سخن در جملههاى تكان دهندهء ديگرى مىفرمايد : « آنها عاقلانى هستند كه دشمنىها از دل آنان رخت بربسته ، و بىخبرانى هستند كه آتش كينه در دل آنها فرو مرده ، نه از زيان آنها ترسى است و نه به دفاع آنها اميدى ، برون زمين را به درون آن تبديل كردهاند و خانهء تنگ و تاريك را به
هامش
( 1 ) « منهاج البراعه » ، جلد 8 ، صفحهء 25 . در پاورقى « بحار الأنوار » ، اين اشعار از « البداية و النهاية » « ابن كثير » شامى ، به عنوان مناجاتى از امام سجاد عليه السّلام نقل شده است . ( بحار الأنوار ، جلد 46 ، صفحهء 84 ) .