و بىاعتبارى را بر جاى جاى تاريخ بشر را ، به آنها نشان مىدهد و مىفرمايد : ببينيد دنيا بر سر كسانى كه از شما قدرتمندتر و ثروتمندتر و داراى جمعيّتهائى فزونتر و لشكريانى انبوهتر بودند چه آورد ، تا چه كند با تو دگر روزگار .
5 - گاه همچون نقّاشى چيرهدست ، قلم به دست گرفته و حالات هولانگيز انسان را در آستانهء مرگ و جدايى از دوستان و بستگان ، اموال و ثروتها و مقامات مورد علاقهاش ، در يك تابلوى گويا ، ترسيم مىكند و در برابر ديدگان آنها مىگذارد تا همه چيز را با چشم خود ببينند و عبرت بگيرند .
6 - گاه ترسيم گوياى ديگرى از قبرهاى تنگ و تاريك ، كه آخرين منزلگاه هستى دنيا ، اين است ، از تنهايى انسان ، همسايگان خاموش ، كه هرگز به ديدار هم نمىآيند و از يكديگر خبر نمىگيرند و جدايى از زن و فرزند ، برهنگى و درماندگى انسان ، نشان مىدهد .
و جالب اين كه : در تمام اين مباحث در سايهء آيات قرآن حركت مىكند ، گاه صريحا به آيات اشاره مىفرمايد ، و گاه تعبيراتى است برگرفته از آيات قرآن ، و اين امر ، نورانيّت و روحانيّت و جاذبهء بيشترى به كلام امام عليه السّلام مىدهد و تأثير آن را فزونتر مىسازد .
اى كاش ! دنياپرستان مغرور ، و فريفته شدگان اين دار تزوير و غرور ، حدّاقل براى يك بار در عمرشان ، اين خطبهء بيدار كننده را مىخواندند و در جمله ؟
جملهء آن تأمّل و دقّت مىكردند و چه خوب است همهء ما گهگاه ، به سراغ اين خطبه و مانند آن در « نهج البلاغه » بياييم و از آن شناخت بيشترى در بارهء دنيا و روح تازهاى براى اطاعت فرمان حق و پرهيز از گناه پيدا كنيم .
بسيارى از سخنپردازان و شعراى ما نيز در سايهء اين آيات و روايات حركت
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٤