« دنياپرستى » و فريفتهء زرق و برق دنياى مادى شدن ، انسان را از خدا و روز رستاخيز غافل مىكند و اين غفلت عامل مهمّ ديگرى براى فرو غلطيدن در بستر گناه است و از آن جا كه مخصوصا در عصر امام امير مؤمنان على عليه السّلام فراوانى و مال و ثروت به خاطر پيشرفت سريع اسلام و غنائم جنگى و غير آن ، توجّه گروه عظيمى از مسلمين به دنيا زياد شده بود كه يك نمونهء آن فساد عظيم مالى عصر « عثمان » بود ، امام عليه السّلام در جاى جاى خطبههاى « نهج البلاغه » داد سخن را در نكوهش دنياى غافل كننده و گناه آلود ، مىدهد و با بيانى صريح و گويا و تكان دهنده كه بالاتر از آن تصوّر نمىشود ، به نكوهش شديد دنيا مىپردازد ، مخصوصا در خطبهء بالا كه گويى آنچه را قرآن در مذّمت دنيا دارد امام عليه السّلام همه را در اين خطبه گردآورى فرموده و معجونى ساخته كه هر غافلى را بيدار و هر مستى را هشيار مىكند .
امام عليه السّلام براى بيان اين مقصود از طرق مختلفى ، اين موضوع را دنبال فرمود :
1 - « نخست » از « بى وفايى و ناپايدارى دنيا » سخن مىگويد كه چگونه همه را به خود مشغول مىكند ، ناگهان آنها را رها كرده و در كام بدبختىها فرو مىبرد .
2 - گاه از « دگرگونى سريع دنيا » سخن مىگويد كه يك شبه قدرتها جا به جا مىشوند و پيروزيها به شكست ، مىانجامد ، سلامتى جاى خود را به بيمارى و غنا و ثروت ، جاى خود را به فقر و بدبختى مىدهد .
3 - گاه از آميخته بودن همهء اين مواهب به درد و رنجها ، نوشها با نيشها و گلها در كنار خارها و گنجها در كنار افعىها ، خبر مىدهد ، تا كسى دل بر آن نبندد و دورنماى دلانگيزش او را نفريبد .
4 - گاه دست ياران خود را گرفته و نمونهء عينى اين بىوفايى و ناپايدارى
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٣