جالب اين كه : امام در ادامهء بحث به شرح حال اين همسايگان يعنى استخوانهاى پوسيده مىپردازد و با تعبيرات بسيار ظريف و آموزندهاى آن را توضيح مىدهد .
مىفرمايد : « آنها همسايگانى هستند كه هيچ صدايى را پاسخ نمىگويند و در برابر هجوم ستمگران كمكى براى نجات همسايه خود نمىكنند ؛ و به گريهها اعتنا ندارند ! » ( فهم جيرة لا يجيبون داعيا و لا يمنعون ضيما « 1 » و لا يبالون مندبة « 2 » ) .
اضافه بر اين چنان نسبت به همه چيز بىتفاوتند كه « نه از بارش باران خوشحال مىشوند ، نه از قحطى مأيوس و ناراحت ، همه گرد هماند ولى تنهايند ؛ همسايگان نزديكند ولى از هم دورند ، در كنار هماند ولى هيچگاه به ديدار هم نمىروند ؛ نزديكند ، اما با هم تماس نمىگيرند » ( إن جيدوا « 3 » لم يفرحوا و ان قحطوا لم يقنطوا جميع و هم آحاد ، و جيرة « 4 » و هم ابعاد ، متدانون لا يتزاورون ، و قريبون لا يتقاربون ) .
به راستى وضع آنها عبرتانگيز است ، همه چيز آنها با مردم دنيا متفاوت است ؛ تا ديروز با هم بودند و به كمك هم برمىخاستند و به استقبال سالهاى پر نعمت مىرفتند و از خشكسالى در وحشت بودند و از راههاى دور و نزديك به ديدار هم مىشتافتند ولى امروز خبرى نيست . در كنار هماند اما كمترين خبرى از يكديگر ندارند ، قبرهاى آنها به هم چسبيده ، اما گويى فاصلهها از مشرق تا به
هامش
( 1 ) « ضيم » مفهوم مصدرى و اسم مصدرى دارد و به معنى ظلم است .
( 2 ) « مندبه » از مادّهء « ندبه » به معنى گريه است .
( 3 ) « جيدوا » از مادّهء « جود » ( بروزن قوم ) به معنى ريزش فراوان باران است .
( 4 ) « جيره » جمع « جار » به معنى همسايه است و غالبا به « جيران » جمع بسته مىشود .