است : « و اجعل الحياة زيادة لي في كلّ خير و الوفاة راحة لي من كلّ شرّ ؛ زندگى اين جهان را براى من سبب افزونى در هر نيكى قرار ده ، و وفات را سبب راحتى از هر بدى » .
در پاسخ اين ايراد جوابهاى متعددى ذكر شده كه از همه روشنتر اين است كه اين تعبير اشاره به تودهء مردم است ، كه غالبا از مرگ گريزانند ، و اما خاصّان پروردگار حساب ويژهاى دارند .
اين احتمال نيز وجود دارد كه حتى اولياء اللّه از اين نظر كه مرگ به دوران زاد و توشه گرفتن و پيمودن مسير تكامل آنها پايان مىدهد از آن بيزارند .
به هر حال امام عليه السّلام اين مقدمه را به عنوان يك نتيجه گيرى و تشبيه در مورد علم و دانش كه هرگز انسان از آن سيراب نمىشود ذكر كرده است ، مىفرمايد :
اين ( حيات و زندگى ) همانند علم و دانش است كه حيات قلب مرده ، و بينايى چشم نابينا و شنوايى گوش ناشنوا ، و مايه سيراب شدن تشنگان است و بىنيازى و سلامت كامل تنها در آن مىباشد » ( و إنّما ذلك بمنزلة الحكمة الّتي هي حياة للقلب الميّت ، و بصر للعين العمياء ، و سمع للأذن الصّمّاء ، وريّ « 1 » للظّمآن « 2 » ، و فيها الغنى كلّه و السّلامة ) .
در واقع امام عليه السّلام مىفرمايد : دو نوع حيات وجود دارد حيات مادى و جسمانى ، كه غالبا مردم از آن سير نمىشوند و حيات معنوى و روحانى ، كه از آن برتر است و آن ، علم و دانش مىباشد كه خردمندان و آگاهان هيچ گاه از آن ، سير و ملول نخواهند شد .
بنابر اين مشارّ اليه « ذلك » دقيقا همان چيزى است كه قبل از آن وارد شده و
هامش
( 1 ) « رىّ » معنى مصدرى دارد و به معنى سيراب شدن است .
( 2 ) « ظمآن » از مادّهء « ظمأ » ( بر وزن طمع ) به معنى تشنه است .