در آن نيست ) و آن كس را كه دوست قرآن است از خدا جدا نمىسازد .
شما در ميان خود بر خيانت و حسد و كينه ورزى توافق كردهايد ، و گياهان متعفن بر مزبلهء ( افكار ) شما روييده . در محبّت و دلبستگى به آرزوها هماهنگ شدهايد ، ولى در كسب اموال به دشمنى پرداختهايد . شيطان شما را سرگردان ساخته ( و راه سعادت و نجات را گم كردهايد و ) اين فريبكار شما را به هلاكت افكنده است ! از خدا براى ( نجات خويش ) و شما يارى مىطلبم .
شرح و تفسير
امام عليه السّلام در اين بخش به مسائل مهم و نكات مختلفى اشاره مىكند كه ظاهرا چندان ارتباط ميان آنها نيست ، و به همين دليل بعضى از شارحان نهج البلاغه معتقدند اين جملات گزيدههايى است كه مرحوم « سيّد رضى » از سخن طولانى امام عليه السّلام كه پيوند مطالب در آن ، محفوظ بوده ، بر گرفته است ؛ چرا كه در آن فصاحت و بلاغت بيشترى يافته و اگر رابطه روشنى در ميان آنها نمىبينيم ، به همين دليل است ولى به هر حال هر نكتهاى گوهر گرانبهايى است ، و حكمت والايى در آن نهفته است .
نخست براى نشان دادن اهميّت علم و دانش كه حيات قلب آدمى است ، به سراغ تشبيهى مىرود و مىفرمايد : بدانيد در دنيا انسان ممكن است از هر چيزى سير شود جز از حيات و زندگى ( كه انسان هرگز از آن سير نخواهد شد ) چرا كه در فقدان آن احساس راحتى نمىكند » . ( و اعلموا أنّه ليس من شيء إلّا و يكاد صاحبه يشبع منه و يملّه إلّا الحياة فإنّه لا يجد في الموت راحة ) .