سه درهم مىفروخت و در اختيار مردان يا زنان زنجى ( سياه پوست ) قرار مىداد .
مورخ مشهور « مسعودى » در « مروج الذهب » مىگويد : « صاحب الزنج » بزرگ و كوچك و مرد و زن را مىكشت و اموال و وسايل آنها را مىسوزاند و خانههايشان را خراب مىكرد و در يك مورد در « بصره » سيصد هزار نفر را به قتل رسانيد و آنها كه از اين كشتار به بيابانها فرار كردند مجبور شدند كه از گوشت حيواناتى همچون سگ و موش و گربه تغذيه كنند و گاه گوشت انسانهاى مرده را مىخوردند .
او بر بخش عظيمى از عراق و ايران مسلّط شد و قيام و فرمانروايى او بيش از چهارده سال طول كشيد ( و اين نشان مىدهد كه شورش او يك شورش زودگذر نبود بلكه ريشه در اعماق جامعهء آن روز داشت ) .
كار « صاحب زنج » تا جايى بالا گرفت كه نزديك بود دولت عباسى را بر اندازد ولى سرانجام « ابو احمد » ملقب به « موفق » برادر خليفه عباسى با لشكرى عظيم و وسايل جنگى فراوان به جنگ او برخاست و بعد از نبردى طولانى و خونبار در ماه صفر سال 270 هجرى او را كشت و لشكرش پراكنده شدند .
دربارهء شورش زنگيان و قيام « صاحب زنج » كتابهاى متعددى به رشته تحرير در آمده است و به يقين پديدهاى نبود كه بتوان آسان از كنارش گذشت زيرا جمع آورى كردن لشكرى كه به گفته بعضى از مورخان هشتصد هزار نفر و به گفته بعضى ديگر سيصد هزار نفر بود در آن عصر و زمان كار آسانى نبود ، همچنين برخوردارى از يك حكومت نسبتا طولانى مدت ، و اينها همه ، نشان مىدهد كه اين شورش ، ريشههايى قوى در نابسامانىهاى جامعه آن روز و
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥٣