كابّ « 1 » الدّنيا لوجهها ، و قادرها بقدرها ، و ناظرها بعينها ) .
اين سه جمله اشاره به بىارزش بودن متاع دنيا در نظر امام عليه السّلام است گويى دنيا موجود زنده شرور و بىارزشى است كه امام عليه السّلام او را به رو افكنده و ارزش ناچيزى براى آن قائل شده ، و با چشم حقارت به آن نگريسته است .
اين تعبير شبيه تعبير مشهور ديگرى است كه از امام عليه السّلام در كلمات قصار نقل شده است آن جا كه مىفرمايد : « يا دنيا يا دنيا إليك عنّي أبي تعرّضت أم إليّ تشوّقت ؟ لا حان حينك هيهات ! غرّي غيري لا حاجة لي فيك قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة فيها ؛ اى دنيا ! اى دنيا ! از من دور شو ! خود را به من عرضه مىكنى ؟ و اشتياق به من نشان مىدهى ؟ هرگز آن زمان كه تو مرا بفريبى فرا نرسد ! هيهات ! دور شو ! ديگرى را فريب ده ! من نيازى به تو ندارم تو را سه طلاقه كردهام كه رجوعى به آن نيست » « 2 » .
تمام بدبختى دنياپرستان آن است كه دنيا را به طور صحيح ارزيابى نمىكنند و با چشم ديگر به آن مىنگرند و سر در پاى آن مىنهند و همه چيز خود را در راه آن قربانى مىكنند اما اين كه اين جمله چه ارتباطى با جملههاى قبل دربارهء خطرات و فسادهاى « صاحب الزنج » مىتواند داشته باشد ؟
شارحان معروف « نهج البلاغه » به توضيح اين مطلب نپرداختهاند ، ولى ممكن است ارتباط از اين نظر باشد كه مردم « بصره » به خاطر دنياپرستى به آن روز افتادند ، قصرها را آباد و خانهها را پر زرق و برق و زندگى خود را مملوّ از اسراف و تبذير كردند در حالى كه بردگان زيادى در شهر آنها و در مزارع اطراف
هامش
( 1 ) « كابّ » از مادّهء « كبّ » ( بر وزن حظ ) در اصل به معنى افكندن چيزى به صورت بر روى زمين است .
( 2 ) كلمات قصار ، 77 .