( مرحوم سيّد رضى رحمه اللّه مىگويد : امام عليه السّلام با اين سخن به « صاحب زنج » ( مردى كه در سال 255 شورش بردگان را رهبرى كرد ) اشاره مىكند ) .
سپس امام عليه السّلام فرمود : واى بر كوچههاى آباد و خانههاى پر زرق و برق شما كه بالهايى همچون بالهاى كركسان و خرطومهايى همچون خرطوم فيلها دارد ! ( واى بر آنها ) از ( فتنهء ) اين گروه كه كسى بر كشتگانشان گريه نمىكند و از گمشدگانشان جستجو نمىشود .
من دنيا را به رو افكندهام و آن را به قدر لازم اندازهگيرى نمودهام و با چشم خودش به آن نگريستهام !
شرح و تفسير فتنهاى وحشتناك در پيش است
در اين خطبه نخست امام عليه السّلام « احنف بن قيس » را كه از رهبران و خردمندان طايفه خود بود ، مخاطب قرار داده مىفرمايد : « اى احنف ! گويا من او را مىبينم كه با لشكرى بدون غبار و بى سر و صدا ، بدون حركت افسارها و شيههء اسبان به راه افتاده ، و زمين را زير قدمهاى خود كه همچون پاهاى شتر مرغان است درمىنوردند ! » ( يا أحنف ، كأنّي به و قد سار بالجيش الّذي لا يكون له غبار و لا لجب « 1 » ، و لا قعقعة « 2 » لجم ، و لا حمحمة « 3 » خيل . يثيرون الأرض بأقدامهم كأنّها أقدام النّعام « 4 » ) .
هامش
( 1 ) « لجب » به معنى سر و صداست و گاه به خصوص سر و صداى اسبان و جنگجويان گفته مىشود .
( 2 ) « قعقعة » صدايى است كه از به هم خوردن اشيا خشك بر مىخيزد مانند لجام كه در خطبهء بالا آمده است .
( 3 ) « حمحمة » به معناى صداى اسب است كه به اندازهء شيهه بلند نباشد .
( 4 ) « نعام » به معناى شتر مرغ است .