غافل از اين كه : واژهء كفر در لغت و در اصطلاح شرع ، هميشه به معنى خروج از اسلام نيست بلكه ، كفر درجات و مراحلى دارد : گاه به معنى ارتكاب گناه و گاه به معنى انكار خداوند و اعتقادات دينى به كار مىرود ، به عبارت ديگر كفر ، به معنى فاصله گرفتن از حق يا پوشانيدن حق است كه مراحل و درجاتى دارد و هر كدام براى خود داراى احكام مخصوصى همان گونه كه ايمان نيز داراى درجاتى است و هر كدام احكام ويژهاى دارد .
امام صادق عليه السّلام در روايت معروفى كه در « اصول كافى » آمده است ، كفر را در قرآن به پنج معنا تفسير فرموده است كه يكى از آنها ، كفر به معنى ترك اوامر الهى و عصيان است و در همان روايت شواهدى از قرآن مجيد بر اين معانى پنجگانه در عبارات مشروح بر مىشمرد « 1 » .
روشنترين دليل بر بطلان اين عقيده ، همان است كه امير مؤمنان على عليه السّلام در خطبهء بالا بيان فرموده و آن اين كه : در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گنهكاران متعددى بودند كه حدّ شرعى بر آنها جارى مىشد ولى در عين حال ، تمام احكام اسلام نسبت به آنها رعايت مىگشت حتى اگر توبه نمىكردند ، خواندن نماز ميّت ، دفن در مقابر مسلمين ، احكام ارث اسلامى و در صورتى كه بعد از اجراى حدّ ، زنده بودند سهم بيت المال ، ازدواج با خانوادههاى مسلمان و امثال آن ، اين سيرهء مستمرهء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه در دورانهاى بعد جريان داشت و تا به امروز در ميان تمام مسلمين جهان جارى است ، نشان مىدهد كه مرتكب گناه كبيره هرگز ، كافر ، به معنى خارج از اسلام نيست ؛ نه تنها نمىتوان خون او را ريخت بلكه وارد كردن كمترين جراحت بر او ديه دارد .
هامش
( 1 ) اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 389 ، باب وجوه الكفر ، حديث 1 .