« و اصل » گفت : ما گروهى مشرك هستيم كه به شما پناه آوردهايم تا كلام خدا را از زبانتان بشنويم و با احكام و معارف اسلام آشنا شويم . آنها گفتند : ما شما را به پناه خود پذيرفتيم .
« و اصل » گفت : پس احكام خدا را به ما بياموزيد ، آنها شروع كردند احكام خدا را به آنان آموختن .
« و اصل » گفت : من و همراهانم دين اسلام را پذيرفتيم اكنون ما را به جايگاه امن خود برسانيد چون قرآن شما مىگويد : «
« وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ »
؛ هر گاه يكى از مشركان از تو پناه جويد به او پناه ده تا كلام خدا را بشنود ، سپس او را به محل امنش برسان » « 1 » آنها به يكديگر نگاه كردند و سپس گفتند : درست است ، حق همين است سپس آنان را همراهى كردند تا از منطقه قلمرو « خوارج » سالم بيرون روند « 2 » .
داستان سر بريدن « عبد اللّه بن خبّاب » فرزند صحابى معروف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و همچنين كشتن همسر باردارش كه در بسيارى از تواريخ آمده است و قبلا آن را شرح دادهايم ، نمونه ديگرى از جنايات وحشتناك آنهاست .
اين در حالى بود كه اگر يكى از آنها خوكى را مىكشت بر او اعتراض مىكردند كه اين مصداق فساد در ارض است و تو مفسد در ارض هستى « 3 » .
به نظر مىرسد جهل و نادانى و تعصب و بدآموزى و خود بزرگ بينى ، عوامل اصلى به وجود آمدن اين گروه سفاك و خونريز و جنايت پيشه بود .
هامش
( 1 ) توبه ، آيهء 6 .
( 2 ) شرح ابن ابى الحديد ، جلد 2 ، صفحهء 281 - 279 .
( 3 ) به جلد دوّم همين كتاب صفحهء 377 به بعد مراجعه فرماييد .