شدهاند ، رأى صواب اين است كه از آنها بپذيريم و دست از آنان بكشيم ؟ » ( ألم تقولوا عند رفعهم المصاحف حيلة و غيلة « 1 » ، و مكرا و خديعة : إخواننا و أهل دعوتنا ، استقالونا « 2 » و استراحوا إلى كتاب اللّه سبحانه ، فالرّأي القبول منهم و التّنفيس « 3 » عنهم ) .
آن گاه پاسخ خود را در برابر اين فريب و نيرنگ به آنها يادآور شده مىفرمايد :
( به خاطر داريد كه ) من به شما گفتم : اين كارى است كه ظاهرش ايمان و باطنش ( كفر و ) عدوان است ، آغازش رحمت و پايانش ندامت است » ( فقلت لكم : هذا أمر ظاهره إيمان ، و باطنه عدوان ، و أوّله رحمة ، و آخره ندامة ) .
« بر همين حال باقى باشيد ، و از راهى كه پيش گرفتهايد منحرف نشويد و در اين مرحلهء سرنوشتساز ، به جهاد ادامه دهيد و در جهاد دندانها را بر هم بفشاريد و به هيچ صدايى اعتنا نكنيد ، چرا كه اينها صداهايى است كه اگر به آن پاسخ ( موافق ) گويند گمراه مىكند و اگر رهايش سازند گويندهاش خوار و ذليل مىشود » ( فأقيموا على شأنكم ، و الزموا طريقتكم ، و عضّوا على الجهاد بنواجذكم ، و لا تلتفتوا إلى ناعق نعق : إن أجيب أضلّ ، و إن ترك ذلّ ) .
« ولى ( مع الأسف ) اين كار ( مسألهء حكميّت ) انجام گرفت و ديدم شما آن را پذيرفتيد » ( اكنون كه در دام آنها گرفتار شدهايد فريادتان بلند شده است ) ( و قد كانت هذه الفعلة ، و قد رأيتكم أعطيتموها ) .
راستى شگفتآور است ! از يكسو امام عليه السّلام را در آخرين لحظات سرنوشتساز جنگ ، كه گامهاى كوتاهى به سوى پيروزى باقى مانده بود ، سخت در فشار
هامش
( 1 ) « غيلة » به معنى نيرنگ است .
( 2 ) « استقالوا » از مادّهء « استقالة » به معنى درخواست پس گرفتن چيزى است .
( 3 ) « تنفيس » به معنى گشايش و آزاد نمودن و دست كشيدن است .