منتهى مىشود و آن قرب إلى اللّه و سعادت جاويدان بشر است ؛ نماز ، روزه ، جهاد ، حج ، زكات و همهء اين گونه تعليمات ، و تعليمات عقيدتى و اخلاقى به نقطهء واحدى مىرسند و تأكيد مىفرمايد كه راه وصول به آن سهل و مستقيم و نزديك است ، بنا بر اين اختلافات و پراكندگىها از آميزش افكار باطل و هوا و هوسها و وسوسههاى نفس و شيطان به شرايع دين حاصل مىشود .
قرآن مجيد مىگويد : «
« شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ »
؛ خداوند آيينى براى شما تشريع كرد كه به « نوح » توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به « ابراهيم » و « موسى » و « عيسى » سفارش كرديم اين بود كه : دين را بر پا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد » « 1 » .
در دوّمين اندرز مىفرمايد : « براى آن روز كه ذخيرهها پسانداز مىشود و اسرار درون فاش مىگردد عمل كنيد » ( اعملوا ليوم تذخر له الذّخائر ، و تبلى فيه السّرائر ) .
جملهء اوّل اشاره به آيهء «
« ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »
؛ آنچه نزد شماست فانى مىشود و آنچه نزد خداست باقى مىماند » « 2 » و جملهء دوّم اشاره به آيهء «
« يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ »
؛ آن روز كه اسرار درون فاش مىگردد » « 3 » مىباشد .
بديهى است انسان نيروى محدودى دارد كه بايد آن را در بهترين راه مصرف كند ؛ عقل مىگويد : چرا نيروى خود را در طريقى مصرف كنى كه محصول آن چند صباحى بيشتر با تو نيست ؛ چرا در طريقى مصرف نكنى كه يك عمر
هامش
( 1 ) شورى ، آيهء 13 .
( 2 ) نحل ، آيهء 96 .
( 3 ) طارق ، آيهء 9 .