تندرستان روزى به بستر بيمارى مىافتند و پيروزمندان ، گرفتار شكست و ناتوانى مىشوند ، آرى اين طبيعت زندگى دنياست و قانونى است كه هيچ گونه استثنايى در آن راه ندارد و عجب اين كه همگان اين را مىدانند و مىبينند ، با اين حال ، دل به آن مىبندند و بر آن تكيه مىكنند و بدان مغرور مىشوند .
سپس سخن خود را در توضيح فناپذيرى دنيا با اين جمله پايان مىدهد :
« دنيا خورندهاى است كه هرگز از خوردن ( انسانها ) سير نمىشود و نوشندهاى است كه ( از نوشيدن خون بشر ) هيچ گاه عطش او فرو نمىنشيند ! ( آكل لا يشبع ، و شارب لا ينقع ) . « 1 » .
امام عليه السّلام با اوصاف هشتگانهاى كه براى دنيا بيان كرده ، فناپذيرى آن را به روشنترين وجه نشان داده است كه هر كس به راستى در آن بينديشد فناى دنيا را با تمام وجودش ، لمس مىكند .
سپس امام عليه السّلام به شرح و تفسير عناء ( درد و رنج ) دنيا پرداخته مىفرمايد :
« از درد و رنج دنيا اين است كه انسان اموالى را گردآورى مىكند كه هرگز نمىتواند آن را بخورد و مصرف كند ، و بناهايى مىسازد كه هيچگاه در آن ساكن نمىشود ، سپس از اين جهان به سوى خدا مىرود در حالى كه نه مالى با خود مىبرد و نه خانهاى را همراه خويش منتقل مىسازد » ( و من العناء أنّ المرء يجمع ما لا يأكل و يبني ما لا يسكن ، ثمّ يخرج إلى اللّه تعالى لا ما لا حمل ، و لا بناء نقل ) .
آرى بسيارند كسانى كه ثروت فراوان مىاندوزند ولى هرگز توفيق استفاده از آن جز به مقدار كم نمىيابند و فراوانند آنها كه قصرها و كاخها براى خود مىسازند و جز مدت كمى در آن ساكن نمىشوند و گاه حتى يك روز هم در آن سكونت اختيار نمىكنند و يا چنان كه ديدهايم تنها مراسم مرگشان در آن خانهء
هامش
( 1 ) « ينقع » از مادّهء « نقع » ( بر وزن نفع ) به معنى سيراب كردن و سيراب شدن است .