است » . ( ثمّ إنّ الدّنيا دار فناء و عناء ، و غير و عبر ) .
به اين ترتيب چهار ويژگى از ويژگىهاى دنيا را كه تفكر در آن ، انسان را به چهرهء واقعى دنيا آشنا مىسازد ، برمىشمرد و در عبارات بعد ، به شرح يك يك آنها مىپردازد و دقايق لطيفى دربارهء هر يك بيان مىكند .
نخست به سراغ ويژگى فنا پذيرى دنيا مىرود و مىفرمايد : « از نشانههاى فناى دنيا اين است كه اين جهان همچون ، تيرانداز ماهرى است كه كمان را آماده ساخته و تيرهايش به خطا نمىرود ، و مجروحانش بهبود نمىيابند ! » ( فمن الفناء أنّ الدّهر موتر « 1 » قوسه ، لا تخطىء سهامه ، و لا تؤسى « 2 » جراحه ) .
چرا كه كسى را از مرگ و پيرى و ناتوانى و بيمارى و درد و رنج ، خلاصى نيست ، لذا امام عليه السّلام در شرح اين جمله ، چنين مىفرمايد : « دنيا زندگان را هدف تيرهاى مرگ ، و تندرستان را هدف بيمارى ، و نجات يافتگان را هدف هلاكت قرار مىدهد » ( يرمي الحيّ بالموت ، و الصّحيح بالسّقم ، و النّاجي بالعطب « 3 » ) .
قدرتمندترين انسانها سرانجام در دام مرگ گرفتار مىشوند و قوىترين
هامش
( 1 ) « موتر » از مادّهء « وتر » ( بر وزن خبر ) به معنى زه كمان گرفته شده است و موتر به معنى كسى است كه كمان خود را زه كرده و براى تيراندازى آماده ساخته است . ( توجه داشته باشيد كه كمان از دو قسمت تشكيل مىيابد قسمت اوّل قوس فنر مانندى كه به همين نام قوس ناميده مىشد و قسمت دوّم « زه » كه معمولا از رودهء حيوانات درست مىشد و به صورت طناب باريك و محكمى بود و دو سر قوس را به هم پيوند مىداد . هنگامى كه ته تير را روى زه مىگذاشتند و آن را مىكشيدند قوس كمى جمع مىشد و هنگامى كه رها مىكردند به جلو پرتاب مىگشت ) .
( 2 ) « تؤسى » از مادّهء « اسو » ( بر وزن اسب ) به معنى مداوا كردن و درمان زخم است .
( 3 ) « عطب » به معنى هلاكت است .