منزّه ! تو را ، ( به خاطر نعمتهاى نيكى كه به آفريدگان عطا كردهاى ) تنزيه و ستايش مىكنم ! ( سبحانك خالقا و معبودا ! بحسن بلائك عند خلقك ) « سرايى آفريدهاى با عظمت ( به نام سراى آخرت ) كه در آن انواع نعمتها قرار دادهاى : آشاميدنىها ، خوردنىها ، همسران ، خدمتكاران ، كاخها ، نهرها ، درختان بارور و ميوهها » . ( و جعلت فيها مأدبة « 1 » : مشربا و مطعما ، و أزواجا و خدما ، و قصورا ، و أنهارا ، و زروعا ، و ثمارا ) .
به يقين ، هدف از بيان همهء اينها پاك سازى انسان از رذايل اخلاقى و انواع گناهان و سوق او به سوى « قرب الى اللّه » است ؛ ولى از آنجا كه اين نعمتها باعث تشويق انسان براى پيمودن اين مسير مىشود ، خداوند حكيم همهء آنها را براى بندگانش مقرّر فرموده و از آنها براى حضور بر سر اين سفرهء پربار و پر بركت دعوت نموده است .
در ادامهء سخن مىافزايد : « سپس دعوت كنندهاى فرستادى كه مردم را به سوى آن همه نعمت دعوت كند ؛ ولى نه دعوت او را اجابت كردند و نه به آنچه ترغيب كردهاى ، اظهار علاقه نمودند ، و نه به آنچه تشويق نمودهاى مشتاق شدند ! » . ( ثمّ أرسلت داعيا يدعو إليها ، فلا الدّاعي أجابوا ، و لا فيما رغّبت رغبوا ، و لا إلى ما شوّقت إليه اشتاقوا ) .
نه تنها نسبت به نعمتهاى پاك و جاويدان سراى آخرت ، علاقهاى نشان ندادهاند ، بلكه « به مردارى روى آوردند كه با خوردن آن رسوا گشتهاند و ( عجيب اينكه ) در محبّت و دوستى آن ، با هم توافق كردهاند » . ( أقبلوا على جيفة « 2 » قد
هامش
( 1 ) « مأدبة » ( به ضمّ دال و به فتح آن ) به معناى طعام و غذايى است كه براى مجلسى فراهم مىشود و ميهمانها را به سوى آن دعوت مىكنند و در اصل از مادّهء « ادب » به معناى دعوت كردن گرفته شده و به كارهاى خوب و رعايت آن « ادب » مىگويند ، چون مردم به سوى آن دعوت شدهاند .
( 2 ) « جيفه » به معناى مردار ، در اصل از مادّهء « جيف » ( اجوف يايى ) به معناى گنديدن مىباشد . لذا هر چيز تنفّر آميز را به « جيفه » تشبيه مىكنند و تشبيه دنياى مادّى و آلوده به « جيفه » در خطبهء بالا از همين روست .