تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
قلبه ، فهو ينظر به عين غير صحيحة ، و يسمع بأذن غير سميعة ) . امام عليه السّلام به عنوان يك طبيب حاذق ، در اين بيان خود ، انگشت بر نقطهء اصلى درد گذارده است و آن اينكه دنيا پرستى و عشق سوزان به زرق و برق و زينت‌هاى دنياى مادّى ، نيروى داورى و قضاوت صحيح را به كلّى از انسان سلب مىكند ؛ به گونه‌اى كه تمام سعادت و خوشبختى خود را در وصول به اين دنياى مادّى مىپندارد ، از هر طريق و به هر قيمت كه باشد و جدايى از آن ، او را بىتاب و بيمار مىسازد . بديهى است كه چنين كسى نه حقّ و باطل را تشخيص مىدهد و نه مصالح و مفاسد خويش را درك مىكند . ديوانه‌وار به سوى لذّات دنيا پيش مىرود و هنگامى بيدار مىشود كه همه چيز را از دست داده است . دربارهء حقيقت عشق و آثار آن ، در بحث نكات - به خواست خدا - سخن خواهيم گفت . اكنون اين بحث را با حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پايان مىدهيم ، آنجا كه فرمود : « من جعل الدّنيا أكبر همّه ، فرّق اللّه عليه همّه ، و جعل فقره بين عينيه ؛ آن كسى كه مهم‌ترين فكر او دنيا باشد ، خداوند فكر او را پريشان مىسازد و فقر او را در برابر چشمانش قرار مىدهد » . « 3 » سپس در ادامهء اين سخن مىافزايد : « شهوات و خواسته‌هاى دل جامهء عقلش را دريده ، و دنياپرستى قلبش را ميرانده ، و تمام وجودش شيفتهء آن شده است ! » . ( قد خرقت الشّهوات عقله ، و أماتت الدّنيا قلبه ، و ولهت عليها نفسه ) . در جملهء اوّل ، امام عليه السّلام عقل را به لباسى تشبيه كرده ، كه مىتواند هم حافظ انسان باشد و هم زينت او ؛ ولى شهوات جامهء زيباى عقل را پاره مىكند . در جملهء
هامش
( 3 ) شرح نهج البلاغهء ابن ميثم بحرانى ، جلد 3 ، صفحهء 63 .