تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
فرستاده‌اى كه مردم را به سوى آن همه نعمت فراخواند ؛ ولى نه دعوت او را اجابت كردند و نه به آنچه ترغيب فرموده‌اى ، اظهار علاقه نمودند و نه به آنچه تشويق نموده‌اى مشتاق شدند ؛ ( بلكه ) به مردارى روى آوردند كه با خوردن آن رسوا گشته‌اند ، و ( عجب اينكه ) در محبّت و دوستى آن با هم توافق كرده‌اند . آرى ! هر كس به چيزى عشق ورزد چشم او را ناتوان و قلب و فكر او را بيمار مىسازد ؛ در نتيجه با چشمى معيوب ( به همه چيز ) مىنگرد و با گوشى ناشنوا مىشنود . شهوات و خواسته‌هاى دل جامهء عقلش را دريده ، و دنيا پرستى ، قلبش را ميرانده ، و تمام وجودش شيفتهء آن شده است ؛ از اين رو او بندهء دنياست و بندهء هر كسى كه چيزى از دنيا را در دست دارد ! به هر طرف دنيا بلغزد ، او هم مىلغزد و به هر سو رو كند ، به همان سو رو مىكند . نه نهى كنندهء الهى را پذيرا مىشود و نه موعظهء هيچ واعظ ربّانى را ؛ در حالى كه با چشم خود غافلانى را مىبيند كه ناگهان در چنگال مرگ گرفتار مىشوند ؛ در آنجا كه نه تقاضاى عفو پذيرفته مىشود و نه بازگشتى وجود دارد ( آرى ! او مىبيند ) چگونه حوادث دردناكى كه از آن خبر نداشته‌اند ، بر سر آنها فرود آمده ، و دنيايى را كه جايگاه امنى مىپنداشتند ، از آنها جدا شده ، و به آنچه از آخرت به آنها وعده داده شده بود ، رسيده‌اند . ( آرى ! ) حوادثى بر سر آنها فرود آمده كه با هيچ بيانى قابل توصيف نيست ( اما اينها پند نمىگيرند ! )

شرح و تفسير ترسيم گويايى از سراى ديگر

امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه ، نخست از سراى آخرت و آفرينش بهشت و نعمت‌هاى گوناگون و گرانبهاى آن سخن به ميان مىآورد ، تا مقدمّه‌اى باشد براى بحث‌هاى آيندهء اين خطبه . مىفرمايد : « ( خداوندا ! ) خالق و معبودى هستى پاك و