به اندازهء پيمانهاى پدرانتان ارزش قائل نيستيد ؟ ) » . ( و قد ترون عهود اللّه منقوضة فلا تغضبون ! و أنتم لنقض ذمم آبائكم تأنفون ! « 1 » ) .
اشاره به اينكه اگر يك سنّت قبيلگى و طايفهاى در ميان آنها شكسته مىشد ، فريادشان بلند مىگشت ؛ امّا بنى اميّه در مقابل چشم آنها ، تمام سنن الهى را درهم شكستند ، ولى آنها فرياد بر نكشيدند و اين ناسپاسى بسيار بزرگى در برابر آن همه نعمتهاى الهى بود .
سپس مىافزايد : « در گذشته ، امور حكومت به دست شما بود و از ناحيهء شما به ديگران مىرسيد و نتيجه ( و داورى ) نهايى به سوى شما باز مىگشت ؛ ولى شما مقام خويش را به ستمگران واگذار كرديد و زمام امور خود را به دست آنها سپرديد و مأموريّتهاى الهى را به آنها داديد ! » ( و كانت أمور اللّه عليكم ترد ، و عنكم تصدر ، و إليكم ترجع ، فمكّنتم الظّلمة من منزلتكم ، و ألقيتم إليهم أرمّتكم ، و أسلمتم أمور اللّه في أيديهم ) .
اين ناسپاسى بزرگ ديگرى بود كه بعد از آن همه ، قوّت و قدرت - به گونهاى كه همه چيز در دست آنها بود ، و جز به ادارهء آنها كارى انجام نمىشد - ميدان را براى ظالمان خالى كردند و آنها بر جاى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تكيه زدند و زمام امور مسلمين را به دست گرفتند .
و همانگونه در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « آنها به شبهات عمل مىكنند و در شهوات غوطهورند ! » . ( يعملون بالشّبهات ، و يسيرون في الشّهوات ) .
آرى ، در عصر حكومت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، كارها به دست صالحان سپرده مىشد ؛ و برنامههاى حكومت اسلامى در تمام زمينهها در مسير اسلام پيش مىرفت ؛ ولى غفلت و سستى و ناسپاسى مردم سبب شد كه بازماندگان دوران جاهليّت و تفالههاى
هامش
( 1 ) « تأنفون » از مادّهء « أنف » ( بر وزن شرف ) به معناى ناخوش داشتن چيزى است .