آخرت است و تفويض امر به اصول و فروع اسلام و به تعبيرى ديگر : حركت در سايهء آن ، سبب آرامش و راحتى است و صبر و استقامت در اين مسير و تحمّل شدايد در حفظ عقيده و عمل به دستورات اسلام ، سپرى مىسازد براى مقابلهء با امورى كه سعادت فرد و جامعه را تهديد مىكند .
در واقع ، انسان خواهان نجات و اطمينان و آرامش و امنيّت است و تمام اينها در عمل به برنامههاى اسلامى حاصل مىشود .
در ادامهء سخن ، اشاره به پنج ويژگى ديگر دربارهء مسير اسلام كرده ، كه در واقع جنبه نتيجهگيرى از اوصاف گذشته دارد . مىفرمايد : « بنابر اين ، راههاى اسلام ، واضحترين راهها ، و ورودىهاى آن ، آشكارترين ورودىها است . نشانههايش ، مرتفع ، جادههاى آن روشن ، و چراغهاى آن پر نور است » . ( فهو أبلج « 1 » الماهج « 2 » ، و أوضح الولائج « 3 » ؛ مشرف « 4 » المنار ، مشرق الجوادّ « 5 » ، مضيء المصابيح ) .
در واقع ، امام عليه السّلام در اينجا جادهاى را ترسيم كرده كه تمام امتيازات يك جادّهء خوب را دارد . جادّه آنچنان واضح است كه پيدا كردن آن براى همه ممكن است .
ورودىهاى متعدّدى دارد كه آنها نيز در برابر ديدگان حق طلبان قرار گرفته . اين جاده نياز به نشانههايى دارد كه از دور نمايان باشد و مسير را براى رهگذران كاملا آشكار كند . جادّهء اسلام در واقع ، چنين است .
( در گذشته در مسير راهها ، برجهايى مىساختند و بالاى آن چراغى نصب
هامش
( 1 ) « ابلج » از مادّهء « بلوج » ( بر وزن بلوغ ) به معناى نورانى و روشن است .
( 2 ) « مناهج » جمع « منهج » به معناى جادّهء واضح و مستقيم است .
( 3 ) « ولائج » جمع « وليجه » از مادّهء « ولوج » به معناى داخل شدن است . بنابر اين ، « ولائج » به معناى درهاى ورودى مىآيد .
( 4 ) « مشرف » از مادّهء « اشراف » در اينجا به معناى مرتفع است .
( 5 ) « جوادّ » جمع « جادّه » به معناى راه وسيعى است كه دو طرف آن درختكارى شده باشد و گاه به هر جادّهء وسيعى گفته مىشود .