بخش سوم
و منها : العالم من عرف قدره ، و كفى بالمرء جهلا ألّا يعرف قدره ؛ و إنّ من أبغض الرّجال إلى اللّه تعالى لعبدا و كله اللّه إلى نفسه ، جائرا عن قصد السّبيل ، سائرا به غير دليل ؛ إن دعي إلى حرث الدّنيا عمل ، و إن دعي إلى حرث الآخرة كسل ! كأنّ ما عمل له واجب عليه ؛ و كأنّ ما ونى فيه ساقط عنه !
ترجمه
عالم كسى است كه قدر و منزلت خويش را بشناسد ؛ و براى نادانى انسان همين بس كه قدر و منزلت خود را نشناسد ! از مبغوضترين افراد نزد خدا ، بندهاى است كه خداوند او را به خودش واگذاشته ؛ از راه راست منحرف گشته و بدون راهنما گام بر مىدارد . او ( چنان فريفتهء دنياست كه ) اگر به تحصيل دنيا خوانده شود ، اجابت مىكند و براى آن مىكوشد و اگر به تحصيل آخرت دعوت شود ، سستى مىورزد ؛ گويا آنچه را براى آن كار مىكند بر او واجب است و آنچه در آن سستى نشان مىدهد ، از او ساقط مىباشد ! .
شرح و تفسير عالمان و عالم نمايان
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه - كه بخش جداگانهاى به نظر مىرسد ، هر چند