گويد كه نشد يكدم ، بر مرگ تبهكاران * نى خاطر خود پژمان ، نى چشم فلك گريان « 1 »
هامش
( 1 ) اشاره به اين آيات شريفه است :« كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ »؛ چه بسيار باغها و چشمهها كه از خود به جاى گذاشتند . و زراعتها و قصرهاى زيبا و گران قيمت و نعمتهاى فراوان ديگر كه در آن ( غرق ) بودند . اين چنين بود ماجراى آنان و با اينها را ميراث براى اقوام ديگرى قرار داديم . نه آسمان بر آنان گريست و نه زمين و نه به آنها مهلتى داده شد » ( سورهء دخان ، آيات 25 تا 29 ) .