آن جديّت در امر دنيا و اين سستى و كسالت در امر آخرت ، به خاطر آن است كه باورهايش نسبت به آخرت ضعيف و اعتقادش به وعدههاى الهى سست و بىپايه است . دنيا را نقد پنداشته و آخرت را نسيه ! از همين رو در آخرين جمله مىفرمايد : « گويى آنچه را براى آن كار مىكند ( از امور دنيا ) و لذّات زود گذرش بر او واجب است ، و آنچه در آن سستى نشان مىدهد از او ساقط مىباشد ! » . ( كأنّ ما عمل له واجب عليه ؛ و كأنّ ما ونى فيه ساقط عنه ) . « 1 » تعبير به كشت و كشتزار دربارهء دنيا و آخرت اقتباس از اين آيهء شريفهء است :
« مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ »
؛ كسى كه زراعت آخرت را بخواهد بر محصولش مىافزاييم و كسى كه كشت دنيا را بطلبد مقدارى از آن را به او مىدهيم ، امّا در آخرت هيچ بهرهاى نخواهد داشت » . « 2 » دنيا مىتواند مزرعهء پر بركت آخرت باشد و مىتواند كشتزار كم درآمد اين دنيا .
اعمال خوب و بد ، بذرهايى است كه در آن افشانده مىشود ؛ اعمال نيك ، مانند بذرى است كه هفت خوشه و از هر خوشهاى يك صد دانه و بيشتر ثمر مىدهد ؛ و اعمال بد ، همچون بذرى است كه در شورهزار افشانده مىشود كه
« لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً »
« 3 » « جز بهرهاى اندك از آن حاصل نمىشود » .
ضمنا جملهء اخير به خوبى نشان مىدهد كه اعمال نيك و بد از اعتقادات قوى و سست سرچشمه مىگيرد .
* * *
هامش
( 1 ) « ونى » از مادّهء « ونى » ( بر وزن رمى ) به معناى سستى ورزيدن و اظهار ضعف و خستگى است .
( 2 ) سورهء شورى ، آيهء 20 .
( 3 ) سورهء اعراف ، آيهء 58 .