مردم غالبا از كنار حوادث آموزنده مىگذرند و مخصوصا تكرار آنها سبب بىاعتنايى است .
مسئلهء « فرا افكنى » عامل ديگرى براى عبرت نگرفتن از حوادث است . گويى ناكامىها ، شكستها ، زوال قدرتها ، همه براى ديگران است و ما جاودانه ، جوان و تندرست و پر قدرت ، خواهيم ماند و دنيا به كام ما مىگردد ! اگر واقعا ديدهء عبرت بين باشد ، در و ديوار و زمين و زمان ، با زبان بىزبانى به ما درس مىآموزند و هشدار مىدهند .
در حديث جالبى كه از امام موسى بن جعفر عليه السّلام نقل شده به اين نكته اشاره گرديده است . روزى « هارون الرشيد » نامهاى خدمت آن حضرت نوشت با اين مضمون كوتاه : « عظني و أوجز ؛ مرا موعظه كن و اندرز ده ، امّا مختصر كن ! » . ( البتّه بسيار بعيد است كه اين گونه افراد در گفتهها و نوشتههايشان صادق باشند و خواهان پند و اندرز ؛ زيرا معمولا اين مسائل نيز جزيى از برنامههاى سياسى آنهاست ، تا به مردم نشان دهند ، ما هم اهل موعظهايم و از فرزند پيامبر ، اندرز و رهنمودى خواستيم ) .
امام عليه السّلام در پاسخ او اين جملهء كوتاه و پر معنا را رقم زد : « ما من شيء تراه عينك إلّا و فيه موعظة ؛ هر چه را مىبينى موعظه و پيامى دارد » . « 1 » آرى ! زمين و آسمان ، برگهاى درختان و تمام جان داران ، حوادث زندگى بشر ، نالهء بيماران ، موى سپيد پيران ، قامت خميدهء بزرگسالان ، قبرستانهاى خاموش و كاخهاى ويران شدهء شاهان ، به هر كدام بنگرى مجموعهاى از عبرتها و اندرزها را در دل خود نهفته است .
در واقع ، امام عليه السّلام با كنايه به هارون مىگويد : ديدهء عبرت بين پيدا كن ! عبرت
هامش
( 1 ) سفينة البحار ، مادهء « وعظ » .