نام « عصاة » ( گردنكشان ) ناميده شدند . « 1 » گروه ديگر ، تفريط كاران هستند كه چند قدمى به دنبال حق مىروند و سپس تنبلى و سستى و هوا پرستى آنها را از ادامهء پيروى از حق باز مىدارد .
گروه سوم ، ملازمان حقّند ؛ كه نه بر آن پيشى مىگيرند و نه از آن عقب مىمانند ؛ هميشه در ظلّ و سايهء حق گام بر مىدارند و به سر منزل مقصود مىرسند . « 2 » در ادامهء سخن ، به مسئلهء مهم ديگرى پرداخته مىفرمايد : « راهنماى اين پرچم ( داراى اين اوصاف است : ) با تأنّى سخن مىگويد ، و دير به پا مىخيزد ، امّا هنگامى كه به پا خاست با سرعت و قاطعيّت پيش مىرود ! » . ( دليلها مكيث « 3 » الكلام ، بطيء القيام ، سريع إذا قام ) .
تعبير به « دليلها » آيا اشاره به كسى است كه « حامل رايت » ، يعنى پرچمدار است ؟ و يا آن كس كه پيشاپيش لشكر حركت مىكند و آشنايى كامل به جاده دارد و آنها را در مسير صحيح هدايت مىكند ؟
احتمال اوّل نزديكتر به نظر مىرسد ؛ چرا كه پرچمدار عهدهدار بخشى از راهنمايى نيز مىباشد و به هر جا مىرود آحاد لشكر موظّفند به دنبال او حركت كنند .
ولى دليل و راهنما ( اگر نيازى به وجود او باشد ، ) دليل و راهنماى لشكر و قافله است ، نه راهنماى پرچم كه در عبارت بالا آمد .
در هر حال ، منظور از اين تعبير - به تصريح غالب شارحان نهج البلاغه - شخص امير مؤمنان يا همه اهل بيت عصمت عليهم السّلام است ؛ چرا كه آنها به مقتضاى « حديث ثقلين » همواره با قرآن بودند و قرآن با آنها و هيچگاه از هم جدا نمىشدند و
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، جلد 7 ، صفحهء 125 ، حديث 7 . ( ابواب من يصحّ منه الصوم ) .
( 2 ) مفعول « لحق » مىتواند « كتاب اللّه » يا « رسول اللّه » يا « حق » و يا همهء اينها بوده باشد .
( 3 ) « مكيث » از مادّهء « مكث » به معناى ماندن و توقّف توأم با انتظار است و « مكيث » به كسى گفته مىشود كه عاقل و هوشيار است و حساب شده سخن مىگويد و حركت مىكند .