جز او معبودى نيست » . ( و نشهد أن لا إله غيره ) .
زيرا هنگامى كه پذيرفتيم همهء نعمتها از سوى او است ، عبوديّت و پرستش نيز تنها شايستهء ذات پاك او خواهد بود .
سپس مىافزايد : « و گواهى مىدهيم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستادهء اوست » . ( و أنّ محمّدا عبده و رسوله ) .
تكيه بر عبوديّت ، قبل از رسالت ، علاوه بر اينكه هر گونه شرك را از مؤمنان دور مىسازد ، اشاره به اين است كه مقام عبوديّت ، از مقام رسالت نيز برتر و بالاتر است ! زيرا ، بندهء كامل و خاصّ خدا كسى است كه تمام وجودش متعلّق به او باشد ؛ به جز او نينديشد و غير از او را نخواهد و اين ، اوج تكامل انسان است و مقامى فراتر از آن نيست و همان است كه شايستگى لازم براى رسالت را فراهم مىسازد .
به دنبال آن ، در پنج جمله ، اوصافى را براى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بيان مىكند كه بسيار پر معنا و پربار است ؛ مىفرمايد : « او را فرستاد تا فرمان حق را آشكارا بيان كند ، و به شرح و تبيين اوصافش بپردازد . او با امانت ، رسالت خويش را ادا كرد ؛ و با راستى و درستى به راه خود ادامه داد ، و پرچم حق را در ميان ما به يادگار گذارد » .
( أرسله بأمره صادعا « 1 » ، و بذكره ناطقا ، فأدّى أمينا ، و مضى رشيدا ؛ و خلّف فينا راية الحقّ ) .
امام عليه السّلام در اين چند جمله ، به ابعاد خدمات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله اشاره مىكند : از يك سو ، اشاره به ابلاغ اوامر و نواهى حق مىفرمايد ؛ كه به طور شفاف و روشن و آشكار و بدون پردهپوشى همه را بيان فرمود .
و از سوى ديگر ، آنچه براى معرفة اللّه و شناخت پروردگار لازم بود ، تشريح كرد .
هامش
( 1 ) « صادع » از مادّهء « صدع » به معناى شكافتن است و از آنجا كه با شكافتن چيزى درونش آشكار مىشود ، اين واژه به معناى اظهار و افشا نيز آمده است و در جملهء بالا به همين معنا است و اينكه به دردسرهاى شديد « صداع » گفته مىشود ، به اين دليل است كه گويى مىخواهد سر را بشكافد .