مخلوقات منتشر ساخته و دست جود و سخايش را به سوى آنان گشوده است » . « 1 » ( الحمد للّه النّاشر في الخلق فضله ، و الباسط فيهم بالجود يده ) .
توصيف پروردگار به اين اوصاف ، در واقع دليلى است بر اختصاص او به هر گونه ستايش و حمد ؛ آرى ، كسى كه اين گونه فضل وجود و سخاى او همگان را فرا گرفته و خوان نعمت او همه جا گسترده شده ، بايد شايستهء مدح و ستايش باشد ، نه غير او ؛ چرا كه همه ريزهخوار خوان او هستند .
سپس به گسترش دامنهء حمد و ستايش او اشاره كرده ، مىفرمايد : « ما او را در تمام كارهايش ستايش مىكنيم ، و براى رعايت حقوقش از او يارى مىطلبيم ! » .
( نحمده في جميع أموره ، و نستعينه على رعاية حقوقه ) .
تعبير به « جميع أمور » اشاره به آن است كه نه تنها در نعمت و كاميابى و سلامت و رفاه او را حمد و سپاس مىگوييم ؛ بلكه ، در بلا و شدّت و مصيبت ، و به هنگام هجوم طوفان حوادث نيز ، شاكر و سپاسگزاريم . چرا كه ، اوّلا مىدانيم هر كارى مىكند ، موافق حكمت و نهايت مصلحت است ، حتّى مصايبى كه براى آزمايش ما ، يا به عنوان كفّارهء گناهان ما ، يا سبب بيدارى ما از خواب غفلت است .
و ثانيا ، اين حوادث ، سبب مىشود كه ما اجر صابران ، و پاداش شاكران را ببريم و اين خود نعمت ديگرى است .
و جملهء « و نستعينه . . . » اشاره به اين حقيقت است كه براى اطاعت فرمان او ، و رعايت حقوقش ، نيز بايد از او يارى بجوييم ؛ كه بدون يارى او ، كارى از ما ساخته نيست و اين همان چيزى است كه شب و روز در نمازها مىگوييم :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
.
بعد از اين حمد و ثنا ، شهادت به الوهيّت او مىدهد و مىگويد : « گواهى مىدهيم ،
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه مرحوم علّامهء خويى ، جلد 7 ، صفحهء 157 .