مىرود چه زود به آن مىرسد ! و چگونه مىتواند اميد به بقا داشته باشد آن كس كه روز معيّنى در پيش دارد ، كه از آن نمىتواند فراتر برود ، مرگ به سرعت او را دنبال مىكند و به پيش مىراند و اجل او را به زور و بر خلاف ميلش به جدايى از دنيا وادار مىسازد . حال كه چنين است ، براى به دست آوردن عزّت و افتخارات ( موهوم ) سر و دست نشكنيد ؛ و به زينت و نعمتهايش فريفته نشويد ؛ و از رنج و ناراحتىهاى آن بىتابى نكنيد ! چرا كه عزّت و افتخاراتش به زودى پايان مىگيرد ؛ زينت و نعمتهايش زايل مىگردد و رنج و ناراحتىهايش تمام مىشود ( و در يك كلمه ) دوران هر چيز سپرى مىگردد و هر موجود زندهاى به سوى فنا پيش مىرود !
شرح و تفسير به سرعت همه چيز دنيا پايان مىيابد
در اين بخش از خطبه ، امام عليه السّلام بعد از حمد و ثناى الهى - كه در بخش پيشين گذشت - مردم را با عباراتى بسيار مؤثّر و نافذ ، به زهد در دنيا ترغيب مىكند و بىاعتبارى دنيا را در لابهلاى عباراتى لطيف و پويا مجسّم مىسازد . مىفرمايد : « اى بندگان خدا ! شما را به ترك اين دنيايى كه سرانجام رهايتان مىسازد توصيه مىكنم ، هر چند شما ترك آن را دوست نداشته باشيد ! » ( عباد اللّه ! أوصيكم بالرّفض « 1 » لهذه الدّنيا التّاركة لكم و إن لم تحبّوا تركها ) .
چه دردناك است كه انسان دنبال معشوقى بدود كه او با تمام قدرت از وى فرار مىكند ! امام عليه السّلام مىفرمايد حال كه دنيا چنين است شما هم آن را ترك كنيد ، هر چند بر خلاف اميال و هوسهاى شما باشد ؛ چرا كه به مصداق آيهء شريفهء :
« وَ عَسى »
هامش
( 1 ) « رفض » در اصل به معناى ترك كردن چيزى است و « شيعه » را از آن جهت « رافضه » ناميدند كه خلفاى سهگانه را ترك كردهاند و بعضى گفتهاند اوّلين بار در زمان « زيد بن على » اين عنوان براى شيعه مطرح شد ؛ چرا كه « زيد » آنها را از بدگويى به « شيخين » نهى كرده بود و همين سبب شد كه « زيد » را رها كنند .