« أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ »
« 1 » ممكن است امورى باشد كه انسان ظاهر بين آن را دوست داشته باشد ، ولى در درونش سمّ جانگدازى نهفته باشد ! سپس مىافزايد : « دنيايى كه جسمهاى شما را كهنه و فرسوده كند ، با اينكه شما دوست داريد همواره تازه و نو گردد ! » . ( و المبلية « 2 » لأجسامكم و إن كنتم تحبّون تجديدها ) .
هر كس با گذشت زمان ، آثار پيرى و فرسودگى را در خود ملاحظه مىكند : از بين رفتن طراوت پوست بدن ، سست شدن استخوانها ، كم نور شدن چشم ، سنگينى گوش ، لكنت زبان ، خميدگى قامت ، ضعف عضلات و اعصاب و مانند آن ؛ و به يقين هر كس از مشاهدهء آنها نگران و متأسّف مىشود و گاه تلاش و كوشش مىكند كه اين حركت طبيعى برگشت ناپذير را ، با وسايلى برگرداند ! ولى به يقين ، اگر موفقيّت جزيى نصيب او شود ، سرانجام اين مسير را خواه ناخواه طى مىكند . آيا سزاوار است با مشاهدهء اين امور باز هم انسان به آن دل ببندد ؟
قابل توجّه اينكه دنيا نه تنها موجودات زنده و بخصوص جسم انسانها را كهنه و فرسوده مىكند ، بلكه قانون فرسودگى بر تمام جهان مادّه ، از كهكشانها گرفته تا اتمها حاكم است . حتّى اين آفتاب عالمتاب و خورشيد درخشان نيز ، تدريجا كهنه و فرسوده مىشود و روزى به كلّى نابود خواهد شد . نه تنها قرآن سخن از « تكوير شمس » ( تاريكى خورشيد ) مىگويد ، بلكه علم امروز هم با صراحت به اين معنا اشاره دارد .
در ادامهء سخن امام عليه السّلام با ذكر تشبيهى ، وضع ساكنان دنيا را روشن مىسازد .
مىفرمايد : « شما نسبت به دنيا ، به مسافرانى مىمانيد كه وقتى گام در جاده نهادهاند ، احساس مىكنند به آخر رسيدهاند ؛ و تا قصد رسيدن به نشانهاى در ( وسط راه )
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 216 .
( 2 ) « مبليه » از مادّهء « بلا » به معناى كهنگى و پوسيدن است .