الضّراب ، قد انفرجتم عن ابن أبي طالب انفراج المرأة عن قبلها ) .
براى جملهء « إنفرجتم . . . » تفسيرهاى گوناگونى شده ، ولى مناسبتر با مقام شامخ امير مؤمنان على عليه السّلام و رعايت موازين فصاحت ، و رعايت تناسب در مقام تشبيه ، همان است كه در بالا گفتيم .
زيرا زن به هنگام وضع حمل ، به خاطر درد زيادى كه مىكشد هر لحظه مىخواهد فرزند از او جدا شود ، تا نفس راحتى بكشد ! امام عليه السّلام مردم كوفه را به چنين زنى تشبيه مىكند كه براى جدا شدن از فرزند ، لحظه شمارى مىنمايد ؛ آنها نيز در ميدان نبرد ، پيچ و تاب مىخوردند و در انتظار لحظهاى بودند كه راه فرار را پيدا كنند و از محضر امام عليه السّلام بگريزند ؛ گريختنى كه بازگشتنى در آن نمىباشد ؛ همانگونه كه نوزاد به شكم مادر باز نمىگردد .
امام عليه السّلام در خطبهء 34 تشبيه جالب ديگرى در اين زمينه فرموده ؛ مىفرمايد : « و أيم اللّه إنّي لأظنّ بكم أن لو حمس الوغى ، و استحرّ الموت ، قد انفرجتم عن إبن أبي طالب انفراج الرّأس ؛ به خدا قسم ! من گمان مىكنم اگر جنگ سختى درگير شود و حرارت مرگ به شما نزديك گردد ، از فرزند ابو طالب جدا مىشويد ، همچون جدا شدن سر از تن ( كه التيامى در آن نيست ) » .
سرانجام در پايان اين بخش ، موضوع خود را در اين گير و دارها روشن مىسازد و مىفرمايد : « من نشانهء روشنى ( بر حقّانيت خويش ) از پروردگارم دارم ؛ و بر طريق آشكار پيامبرم گام برمىدارم ؛ و من در راهى واضح با هوشيارى و دقّت به پيش مىروم ! « ( و إنّي لعلى بيّنة من ربّي ، و منهاج من نبيّي ، و إنّى لعلى الطّريق الواضح ألقطه لقطا « 1 » ) .
بديهى است كسى كه تكيهگاهش فرمان خدا و مسيرش مسير پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد ،
هامش
( 1 ) « لقط » به معناى برداشتن چيزى از زمين است و همچنين برداشتن چيزهاى مختلفى از نقاط مختلف . و اشياى گمشده را « لقطه » مىگويند ، زيرا معمولا از زمين برداشته مىشود .