تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
هدف داشتند و فرهنگ و روشى ؛ در حالى كه شاميان از زمانهاى قديم همه در آنجا مىزيستند و منسجم و يك پارچه و داراى يك فرهنگ بودند . ثانيا - در ميان لشكر امام عليه السّلام گروهى وجود داشتند كه به منظور گردآورى غنائم جنگى به آنجا آمده بودند آنجا كه پاى غنيمتى در كار بود ، مرد ميدان بودند و آنجا كه سخن از ايثار و فداكارى و شهادت بود ، به گوشه‌اى مىخزيدند . ثالثا - شاميان به كشور خود به عنوان يك وطن نگاه مىكردند و خود را موظّف به دفاع از آن مىديدند ، در حالى كه لشكر كوفه وطنش جاى ديگر بود و هر زمان كه نمىتوانست در آنجا زندگى كند ، راه بازگشت به وطن اصلى براى او باز بود . اضافه بر اينها ، ضعف اراده و آسيب پذيرى در برابر فريبهاى دشمن كه نمونه‌هاى آن در جنگ صفّين و ساير حوادث نمايان گشت و عدم معرفت آنها به مقام و موقعيّت امام عليه السّلام و چشم بستن بر حوادث آينده و گرفتار روزمرّگى شدن ، همهء اينها عواملى بود كه آثارش در ميدان نبرد نمايان مىشد . نخست دعوت امام عليه السّلام را براى جهاد اجابت نمىكردند و اگر هم اجابت مىكردند در ميدان نبرد ضعف و زبونى و سستى و پراكندگى را به زودى ابراز مىداشتند . به همين دليل ، هر بهانه‌اى را براى فرار از ميدان نبرد ، مغتنم مىشمردند ؛ يك روز مىگفتند هوا شديدا سرد است ، بگذار كمى آرام گردد ! و امام عليه السّلام مىفرمود : هوا فقط براى شما سرد نيست ، براى دشمنتان نيز سرد است . روز ديگر مىگفتند : بگذار گرمى هوا كمى فروكش كند ، تا آمادهء ميدان نبرد شويم و امام عليه السّلام مىفرمود : « اينها همه بهانه‌هاى فرار است : « فإذا كنتم من الحّر و القرّ تفرّون ، فأنتم و اللّه من السّيف أفرّ ؛ جايى كه شما از سرما و گرما فرار مىكنيد ، به خدا سوگند ! از شمشير دشمن بيشتر فرار مىكنيد ! » « 1 »
هامش
( 1 ) خطبهء 27 .