تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
خويش ) از پروردگارم دارم و بر طريق آشكار پيامبرم گام برمىدارم و در راهى واضح ، با هوشيارى و دقّت ، به پيش مىروم ( و تكليف الهى خود را انجام مىدهم ) .

شرح و تفسير من به وظيفهء الهى خود عمل مىكنم امّا شما . . .

امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه ، تازيانه‌هاى ملامت و سرزنش را محكمتر بر ارواح خفته آنها فرود مىآورد و نقاط ضعف آنها را يكى بعد از ديگرى بيان مىكند ؛ باشد كه به خود آمده ، در صدد اصلاح برآيند . نخست مىفرمايد : « اى اهل كوفه ! من به سه چيز ( كه در شما هست ) و دو چيز ( كه در شما نيست ) مبتلا شده‌ام : گوش داريد امّا نمىشنويد ، زبان داريد امّا سخن نمىگوييد ، حقايق را نمىبينيد ، در حالى كه چشم داريد ! » . ( يا أهل الكوفة ! منيت منكم بثلاث و اثنتين : صمّ ذوو أسماع ، و بكم ذوو كلام ، و عمي ذوو أبصار ) . در اينجا امام عليه السّلام اشاره به ناتوانى آنها از مشاهدهء حوادث و تحليل صحيح پيرامون آن و تلاش براى پيدا كردن راه حل‌ها مىكند ، كه در عين توانايى بر اين امور ، همه چيز را ناديده گرفته و در لاك خود فرو رفته بودند ؛ صيّاد بىرحم را مىديدند ، امّا عكس العملى نشان نمىدادند ؛ پيام تهديد آميز دشمن را مىشنيدند ، امّا تكان نمىخوردند . و امّا آن دو چيز كه در آنها مىبايست باشد ، ولى نبود ، همان است كه در ادامه سخن فرموده : « نه در هنگام نبرد ، آزاد مردان صادقيد ، و نه در آزمايش‌هاى سخت برادران قابل اعتماد ! » . ( لا أحرار صدق عند اللّقاء ، و لا إخوان ثقة عند البلاء ! ) . بىشك ، زندگى فراز و نشيب‌هاى زيادى دارد : گاه زمان صلح است و گاه زمان جنگ و گاه راحتى است و گاه بلا ؛ دوستان باوفا و برادران قابل اعتماد در آرامش و راحتى شناخته نمىشوند ، بلكه سختىها ، جنگها ، بلاها و حوادث پيچيده و ناراحت