شرح و تفسير انتقام شديد الهى از بنى اميّه
امام عليه السّلام در قسمت پايانى اين خطبه ، خبرهاى تازهاى از حوادث تلخ و شيرين آينده مىدهد و نخست مىفرمايد : « هنگامى كه آن فتنههاى كور و تاريك و ظلمانى روى آورد ، ما اهل بيت از آن بركناريم و در آن زمان دعوت ( به حكومت ) نمىكنيم » .
( نحن أهل البيت منها بمنجاة « 1 » ، و لسنا فيها بدعاة ) .
در تفسير اين جمله ، در ميان « مفسّران نهج البلاغه » گفتگوهايى شده است ؛ زيرا به يقين ، فتنهها از نظر عينيّت خارجى ، دامان اهل بيت عليهم السّلام را گرفت كه شهادت امام حسين عليه السّلام و يارانش يكى از نمونههاى روشن آن بود ؛ بنابر اين ، بركنارى اهل بيت از فتنههاى آن دوران ، به معناى اين است كه مسئوليّت آن فتنهها متوجّه آنان نبود ؛ بلكه متوجّه مردمى بود كه رهبرى اهل بيت را رها كردند و به بازماندگان دوران كفر و شرك و جاهليت پيوستند . جملهء « و لسنا فيها بدعاة ؛ ما در آن فتنه دعوت كننده نيستيم » . نيز قرينهاى بر اين معنا است ؛ چرا كه وقتى اهل بيت ، به حكم اجبار خاموش باشند و هيچ گروهى را تشويق به كارى نكنند ، مسئوليّت آن را بر عهده نخواهند داشت .
سپس امام عليه السّلام به آنها بشارت مىدهد كه اين فتنهها براى هميشه ادامه نمىيابد بلكه : « بعد از مدّتى خداوند آن را از شما جدا مىسازد ، همچون جدا كردن پوست از گوشت ! » ( ثمّ يفرّجها « 2 » اللّه عنكم كتفريج الأديم « 3 » ) .
هامش
( 1 ) - « منجاة » از مادّهء « نجات » به معناى زمين مرتفعى است كه سيل آن را فرا نمىگيرد و سپس به هر مكانى كه سبب نجات بشود ، « منجاة » اطلاق شده است ؛ ولى گاه به معناى محلّ بر كنار بودن از دخالت در امرى نيز ، آمده است . و در خطبه فوق به همين معنا است ؛ يعنى اهل بيت هيچ نقشى در حكومت ، در عصر بنى اميّه نداشتند و تمام وزر و بال آن متوجّه خود آنان بود .
( 2 ) « يفرّج » از مادّهء « فرج » ، به معناى گشايش است ، خواه گشايش در مكان باشد ، يا در مسائل معنوى و مشكلات و در خطبهء بالا به معناى جدا شدن چيزى از چيزى است .
( 3 ) « أديم » به معناى پوست است .