رهبرى مرا بپذيرد ) هر چند زمان آن كوتاه باشد ، به اندازهء كشتن شترى ، تا چيزى را از آنها بپذيرم كه امروز كمى از آن را مىخواهم ولى نمىدهند » . ( فعند ذلك تودّ قريش بالدّنيا و ما فيها - لو يرونني مقاما واحدا ، و لو قدر جزر جزور « 1 » ، لا قبل منهم ما أطلب اليوم بعضه فلا يعطونيه ! ) .
گرچه ظاهر عبارات بالا به خوبى نشان مىدهد كه پيش بينى امام عليه السّلام مربوط به نابود شدن بنى اميّه به وسيلهء بنى عبّاس است ، ولى بعضى از « مفسّران نهج البلاغه » اين احتمال را تقويت كردهاند كه اين جملهها ناظر به حكومت حضرت مهدى عليه السّلام مىباشد ، كه با ظهورش بساط ظلم و ستم برچيده مىشود ؛ ولى اين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد ؛ زيرا : اوّلا ، بنى اميّه در آن زمان به صورت يك گروه مشخّص نخواهند بود و ثانيا ، با ظهور حضرت مهدى عليه السّلام كه برنامههاى علوى را به طور كامل اجرا مىكند ، ديگر جايى براى اين باقى نمىماند كه آنها آرزوى حكومت على عليه السّلام را كنند و به تعبيرى ديگر : اين آرزو از قبيل تحصيل حاصل است .
به هر حال ، تاريخ به خوبى نشان مىدهد كه آنچه امام عليه السّلام فرموده بود ، به طور كامل واقع شد ؛ از جمله حدود هشتاد سال بعد هنگامى كه « مروان بن محمّد » آخرين خليفهء « بنى اميّه » سالهاى پايانى حكومت خود را مىگذرانيد ، با خبر شد كه « عبد اللّه بن على » از نوادگان « ابن عبّاس » و از فرماندهان لشكر « بني عبّاس » به سرزمين « موصل » آمده ؛ او براى مقابله با آنها با لشكرش حركت كرد ، هنگامى كه پرچم لشكر دشمن را ديد ، اين جمله را بر زبان جارى ساخت : « اى كاش علىّ بن ابى طالب زير اين پرچم بود نه اين جوان عباسى ! » « 2 »
هامش
( 1 ) « جزور » از مادّهء « جزر » ( بر وزن جذب ) به معناى سر بريدن و نحر كردن حيوان است و « جزور » به شترى گفته مىشود كه آن را نحر كرده باشند . اين واژه به معناى فروكش كردن آب دريا و مانند آن نيز آمده است .
( 2 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 7 ، صفحهء 57 .