تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
« يزيد » در اشعار معروفش بعد از مشاهدهء سر بريدهء امام حسين عليه السّلام بيان كرد . دانشمندان اهل سنّت و شيعه ، كتب و مقالات فراوانى دربارهء جنايات و زشتىهاى حكومت بنى اميّه نگاشته‌اند كه نشان مىدهد آنچه در روايات اسلامى قبل از اين حكومت ظالم و جائر ، پيش‌بينى شده - كه بنى اميّه آفت اين امّتند - عين حقيقت است . در اينجا كافى است به گوشه‌اى از كلمات بعضى از بزرگان اهل سنّت اشاره كنيم . مرحوم « مغنيه » در شرح « نهج البلاغه » از « طه حسين » در كتاب « مرآة الاسلام » چنين نقل مىكند كه : معاويه خلافت را تبديل به سلطنت كرد و آن را در فرزندان خود موروثى نمود ؛ امورى كه قرآن آنها را تحريم كرده بود مباح شمرد . . . سپس پى در پى بر ضدّ كتاب و سنّت قيام كرد ؛ چرا كه گناه ، هميشه دعوت به گناه ديگر مىكند و انسان دنيا پرست هرگز سير نمىشود . خداوند در قرآن مجيد ، حرم مكّه را محترم شمرده و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حرم مدينه را بر آن افزود ؛ ولى بنى اميّه هم احترام مكّه را هتك كردند و هم احترام مدينه را ! در آغاز « يزيد بن معاويه » مدينه را ( به خاطر اين كه اهل آن در برابر حكومت يزيد تسليم نشده بودند ) مباح شمرد و به لشكريان خود اجازه داد كه سه روز هر چه را در آن است ، غارت كنند ( نواميس مردم مدينه نيز در اين سه روز در امان نبود ) سپس « عبد الملك بن مروان » به « حجّاج » اجازه داد كه هتك احترام مكّه كند . . . همه اينها به خاطر آن بود كه سرزمين‌هاى مقدّس را مجبور به تسليم كنند و « ابن زياد » هتك احترام خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نمود و امام حسين عليه السّلام و فرزندان و برادرانش را به قتل رسانيد و دختران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به اسارت گرفت و اموال مسلمين بازيچه دست خلفاى بنى اميّه شد ، هر گونه كه خود مىخواستند آن را صرف مىكردند ، نه آن گونه كه خدا مىخواست . « 1 »
هامش
( 1 ) مرآة الاسلام ، صفحهء 268 ، چاپ سال 1959 م .